
اقتصاد۲۴- در نگاه اول، نسخه پزشکی سندی است از یک مسیر درمان، اما وقتی محتوای نسخه با نیاز واقعی بیمار همخوانی ندارد، وقتی داروهای گرانقیمت یا مکملهای غیرضروری پشت سر هم در آن ردیف شدهاند و وقتی بیمار به یک داروخانه خاص ارجاع داده میشود، دیگر با یک نسخه عادی روبهرو نیستیم؛ بلکه با نشانههایی از یک چرخهای مواجه هستیم که سود آن به جیب داروساز، داروخانه و پزشک میرود و بیمار در آن قربانی میشود.
نوشتن نسخههای تجاری به قصد سود، نه درمان، بلکه مسیری است که نه در مسیر بهبود بیمار، بلکه در مسیر تأمین منافع حلقهای محدود از تجویزکننده و فروشنده طراحی شده است. در این نسخهها، گاهی داروهایی گنجانده میشوند که از نظر پزشکی ضرورتی ندارند یا میتوان جایگزین ارزانتری برایشان پیدا کرد. در برخی موارد، بیماران از سوی پزشک یا منشی به یک داروخانه خاص هدایت میشوند؛ داروخانهای که ممکن است در هماهنگی مستقیم با این پزشکان فعالیت کند.
مسئله نسخهنویسی تجاری، تنها به سود و زیان فردی محدود نمیشود. از یکسو، بار مالی آن بر دوش بیماران میافتد و افرادی گاه بدون اطلاع کافی، داروهایی را تهیه میکنند که ضرورتی برای مصرفشان وجود ندارد و از سوی دیگر، افزایش مصرف غیرضروری دارو، فشار مضاعف بر شبکه توزیع، تحمیل هزینههای اضافی به بیمهها و منابع ارزی کشور را در پی خواهد داشت و در پایان، شاید آنچه از همه مهمتر است، اعتماد بیمار به نظام درمانیست؛ اعتماد به اینکه نسخهای که در دست دارد، اولویتش سلامت اوست، نه منافع دیگران.
