
مهدی صالحی_ در دو دهه اخیر سبد مصرف رسانهای خانوار ایرانی صحنه یک نزاع دائمی بوده است. با گسترش گیرندههای ماهوارهای در دهه ۱۳۸۰ شاهد اولین موج بزرگ تغییر رفتار مخاطب و گشوده شدن پنجرهای به سوی دنیایی از محتوای متنوع و عمدتاً خارجی بودیم. این دوره «دوره طلایی ماهواره» نام گرفت؛ دورانی که در آن مخاطب ایرانی پس از سالها محدودیت در دسترسی، خود را در اقیانوسی از شبکههای خبری بینالمللی، سریالها، برنامههای تفریحی و ورزشی یافت که رسانه ملی داخلی از ارائه آن عاجز بود یا به دلایل مختلف از پخش آن خودداری میکرد. ماهواره برای قشرهای مختلف پاسخی به نیازهای برآورده نشده در رسانه رسمی بود.
با ظهور و گسترش پلتفرمهای نمایش خانگی در نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ مهاجرت جدیدی شکل گرفت. این پلتفرمها اعم از داخلی مانند فیلمنت، نماوا و فیلیمو و بینالمللی مانند نتفلیکس (که دسترسی به آن همواره با چالش همراه بود) با وعده «دسترسی راحت»، «مصرف بر اساس تقاضا» و «کیفیت بالاتر» توانستند بخش عظیمی از مخاطبان ماهواره را به سوی خود جلب کنند. این انتقال چنان سریع و گسترده بود که بسیاری زوال تدریجی ماهواره را پیشبینی کردند.
اما در سالهای اخیر، مشاهدات میدانی، گزارشهای غیررسمی و گواهیهای کاربران در فضای مجازی حاکی از تمایل فزایندهای برای بازگشت به ماهواره است. این چرخه پیچیده مصرف پرسش اصلی این مقاله است: دلیل این کوچهای متوالی و به ویژه علت بازگشت مجدد به ماهواره چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید این پدیده را فراتر از یک تغییر سلیقه و در بستر پیچیدهای از عوامل فناورانه، اقتصادی، محتوایی و سیاسی- حقوقی تحلیل کرد.
