18 خرداد 1400 – 00:10
دختر 14 ساله مشهدی پیش پلیس پرده از زندگی دردناک خود برداشت.

به گزارش خراسان، شب از نیمه گذشته بود. پدرم می خواست نقشه اش را عملی کند. او تصور می کرد که من خواب هستم اما من هوشیارتر از همیشه بودم! پدرم پاورچین پاورچین به داخل اتاق آمد و وقتی بالای سر مادرم رسید قصد داشت دستانش را دور گردن مادرم حلقه کند اما من که از نیت او آگاهی داشتم با تمام وجود فریاد کشیدم و …
این جملات بخشی از اظهارات دختر نوجوان ۱۴ ساله ای به نام نرگس است که توسط عوامل گشت انتظامی به دایره اجتماعی کلانتری شفا منتقل شده است. او در حالی که بیان می کرد که دیگر حاضر نیست به منزل پدری اش بازگردد، به مشاور و کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: از وقتی چشم به این جهان گشودم و معنای زندگی را فهمیدم، پدرم را دیدم که به مادرم فحاشی می کند و او را کتک می زند. وقتی من با این صحنه های درگیری مواجه می شدم از ترس و ناراحتی گریه می کردم. در آن هنگام مادرم مرا در آ ات خواهم کرد! او در این چند روز اجازه نداد که با مادرم تماس بگیرم. در حالی که از شدت گرسنگی به خود می پیچیدم به من غذایی نمی داد تا بخورم. پدرم می خواست این گونه تنبیهم کند که دیگر بهانه مادرم را نگیرم! چند بار تصمیم گرفتم از خانه فرار کنم اما به خاطر نگرانی مادرم پشیمان می شدم تا این که امروز صبح وقتی پدرم به حمام رفته بود از غفلت او استفاده کردم. کوله پشتی ام را برداشتم و از خانه گریختم وقتی از خانه دور شدم با پلیس ۱۱۰ تماس گرفتم و از آن ها کمک خواستم …
با اجرای دستور سرگرد علی امارلو (رئیس کلانتری شفا) و با حضور مادر دختر نوجوان در دایره اجتماعی کلانتری، دختر ۱۴ ساله در آغوش مادرش آرام گرفت و با هماهنگی مقام قضایی به مادرش تحویل شد.
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی
انتهای پیام
