پس از مدتی و با رونق یافتن قهوه خانه ها، نقالان؛ برای تناسب فضا با قصه هایی که نقل می کردند، با لباس های مناسب هر قسمت داستان و حرکات مخصوص به خواندن طومارهای مخصوص هر داستان و اشعاری از شاهنامه فردوسی می پرداختند. این روند تا نیم قرن پیش هم ادامه داشت تا اینکه کم کم با تغییرات اجتماعی و فرهنگی گرد فراموشی بر نقالی و قهوه خانه ها پاشیده شد.اما در دوران امروز که قهوه خانه به معنای گذشته وجود ندارد، نقالی هم تغییر شکل پیدا کرده است و از محیط قهوه خانه ها خارج شده و حتی نگرانی هایی برای فراموشی این آیین باستانی وجود دارد.
این روزها چه مشکلی، نقالی ایران را تهدید می کند؟ و نقالی، هنری که تنها در ایران رواج داشته است چه شرایطی دارد؟
مرشد ولیالله ترابی (زادهٔ ۱۳۱۵ – درگذشت ۱۳۹۲)
او ابتذال در نقالی را اینگونه شرح می دهد: «نقالی روش و سبک اجرای خود را دارد. بر اساس حرکات و بیان مشخص تعریف می شود. تعریف داستان هایی با بن مایه حماسی است. بن مایه کلام حتی اگر درباره موضوعاتی مانند عشق و بزم هم باشد حماسی است.»این زن نقال اضافه می کند: «مثلا فردی نمایش یک نفره اجرا می کند که نام آن پرفورمانس است اما نقالی نیست اما به آن نقالی می گویند. برخی افراد در حوزه تئاتر همه این ها را یکی می کنند یعنی پرده خوانی، روضه خوانی، معرکه گیری و … را می گویند نقالی. در حالیکه عام مردم خوب می دانند که مداحی چیست؟ روضه خوانی کدام است؟ پرده خوانی چگونه اجرا می شود؟ شمایل خوانی چیست؟ تعزیه خوانی و خنیاگری کدام است؟ و در نهایت به چه چیزی نقالی می گویند؟»
«ساقی عقیلی» معروف به «ندا آفرید» از جمله نقالانی است که از سال ۱۳۷۵ به هنر نقالی به طور حرفه ای روی آورده است.ثبت شده در یونسکو به عنوان میراثی در معرض نابودی سال ۱۳۹۰ سازمان یونسکو ضمن ثبت هنرنقالی و شاهنامه خوانی ایران در فهرست میراث معنوی تاکید کرد که نقالی به عنوان کهنترین شکل از اجرای دراماتیک و زنده که از سوی ایران به کمیسیون میراث معنوی معرفی و در این فهرست ثبت شده، اثری درخطرفراموشی است که به رسیدگی و حمایت مادی و معنوی فوری نیازدارد.
گزارش کمیسیون میراث معنوی یونسکو در پنج بند به دلایل ثبت این اثر و شرایط تهدید کننده آن و ضرورت حمایت از آن پرداخته و یادآور شده است که این هنر هم اکنون نیازمند کمک مالی و حمایت های دولتی و گروه های فعال فرهنگی است.مواردی چون، از بین رفتن قهوه خانههای سنتی و کارکرد آن در جامعه، شکل گیری و رواج روش ها و ابزار جدید تفریح و سرگرمی، سالخوردگی مرشدها و بزرگان این هنر سنتی و کاهش جمعیت آن ها در میان نسل جوان، که عامل مهمی در تنزل و کاهش مهارت نقالان شده، مهم ترین دلایلی هستند که از نظر یونسکو ادامه بقای این هنر نمایشی تاریخی و دراماتیک را به شدت در معرض خطر قرار داده است.
هدف مهم از ثبت این اثر در گزارش یونسکو، تشویق مردم و گروههای دولتی به تمرکز برای افزایش آگاهی و اطلاع رسانی درمیان نسل جوان جامعه ذکر شده است که از طریق معرفی این هنر با کمک موسسات آموزشی، مدارس و دانشگاهها این هنر قصه گویی و سبک نمایشی و هنری آن را در میان نسل جوان همچنان زنده باقی بماند.از «ندا آفرید» درباره حمایت های مادی و معنوی از آیین نقالی بعد از ثبت در یونسکو می پرسم که می گوید: «تا جایی که می دانم هیچ نهاد دولتی از نقالی حمایت نمی کند اما معدود نهادهای غیر دولتی به این کار پرداخته اند اما بسنده نیست.
شهرزاد قصهگو را همه میشناسند. داستانسرایی که با روایت ماهرانه خود هزار و یک شب شهریار را مبهوت خود میکند. از شهرزاد که بگذریم، مادران هم بخشی از روایت داستانهای کودکی ما بودند که فراتر از سنت ایرانیان، بخشی از فرهنگ جهانی را شکل میبخشند. اما چگونه است که با ریشههای عمیق داستانسرایی زنان در طول تاریخ بشر، نقالی، این شیوه روایی و حماسی که گاهی هم با چاشنی روایتهای عاطفی همراه است، عملی مردانه بوده و همواره مرشدها مرد بودند و بچه مرشدها هم مردانی که مرشدهای آینده میشدند.
نقالی که بیشتر آن را با شاهنامهخوانی میشناسند بخشی از سنت فرهنگ کوچه بوده است. سنتی که به واسطه آن داستانهای شاهنامه میان مردم کوچه و قهوهخوانه روایت میشد و به دلیل حضور مردان در این محافل به سنتی مردانه تبدیل شده است و شاید به همین علت زنها نمیتوانستند نقشی در بازگویی این روایت داشته باشند.
با شکلگیری نگاه علمی به فرهنگ عامه و طرح مباحث اجتماعی در بازشناخت این بخش از میراث بشری، نقالی از یک اجرای نمایشی عامه به یک ساختار روایی ویژه در هنر نمایش ایران تبدیل شد و به این ترتیب زنها هم موفق شدند فارغ از حوزه عمومی جامعه نقشی در شیوه اجرای این نمایش داشته باشند.
