
آقاجون حیران و هراسان میان آوارهای ساختمان تخریب شده راه میرفت و زیر لب میگفت؛ «انقدر حقیر هستید که بچه من خار چشمتان بود؟ خاک بر سرتان. به زن و بچه هاش چکار داشتید؟ همسایههایشان چه گناهی داشتند؟» امدادگر گفت باید عکس پیکرهایی که از زیر آوار بیرون آوردیم را ببینید. دلش را دارید پدر جان؟ شاید بچه هایتان هنوز زنده باشند. آقاجون متوسل شد به حسین (ع) بی سر، به علمدار بیدست و عکسها را یکییکی ورق زد.
به گزارش مجله خبری نگار، هدف ترور اسرائیل در ساختمان مسکونی ۱۴ طبقه شهرک شهید چمران که بود؟ یک نخبه دهه هفتادی و یکی دو دانشمند دیگر. اما ساختمان ۱۴ طبقه را روی سر همه اهالی خراب کردند. پدر و مادر محمدرضا ذاکریان؛ نخبه هستهای دهه هفتادی، مشهد بودند که پدر همسر محمدرضا خبر داد صهیونیستها ساختمانی که خانه پسر و دخترشان در آن هست را زدهاند. فکر نمیکرد حجم تخریب انقدر باشد. سوغاتی فاطمه و زهرا؛ نوه هایش را چپاند در یک ساک دستی کوچک که اگر طفلکیها بیقرار شده و هول کرده باشند عروسکها را دستشان بدهد و به بچهها گفت ماجرا را از مادر پنهان کنند تا برسد تهران و خبرسرسلامتی را بهشانتا۸اهعغ ۴ برساند.
