
در چهلوچهارمین «جشنواره تئاتر فجر»، مخاطب در اقیانوسی از انتخابها غرق میشود. از تجربههای آوانگارد و فرمشکن گرفته تا اجراهای کلاسیک و پرمخاطب. اما در این میان، گاه دو اثر چنان متفاوت و در عین حال کامل ظاهر میشوند که تماشای پیدرپی آنها، خود به یک «اتفاق» تحلیلی تبدیل میشود. گویی کارگردان، نه تنها اثری برای صحنه، که پاسخی برای یک پرسش بنیادی هنری آفریده است.
تئاتر امروز ایران، برای گفتوگو با مخاطب خود، باید به کدام سو بنگرد؟ به درون و کندوکاو در هویت، اسطوره و مسائل بومی، یا به بیرون و تعامل با میراث هنری جهان و بازآفرینی آن در بافت محلی؟
نمایشهای «همای» به کارگردانی ابراهیم رهگذر و «کازابلانکا» به کارگردانی شیما محمدی، دقیقاً دو قطب این طیف را نمایندگی میکنند. اولی، روایتی است چندلایه و عمیقاً ایرانی که با تیغ تند طنز به نقد سیستم هنری میپردازد، و دومی، اقتباسی جسورانه و خوشساخت از یک شاهکار جهانی است که میکوشد حس نوستالژی و درام عاشقانه را بر صحنه زنده کند. این گزارش تحلیلی با کنار هم نهادن این دو اثر متضاد و مکمل، میکوشد تصویری از گستره، قدرت و البته چالشهای تئاتر معاصر ایران در یکی از مهمترین رویدادهایش ترسیم کند.
