20 اسفند 1398 – 06:09
دیگر نمی خواهم به منزل پدرم بازگردم آن قدر کتک خورده و تنبیه شده ام که حاضر نیستم دوباره روزگار تلخ گذشته را تکرار کنم. حالا که از خانه فرار کرده ام این سرگردانی و آوارگی را به بازگشت به خانه پدری ترجیح میدهم اما …

به گزارش رکنا، زن مطلقه 20 ساله که با چهره ای آشفته و چشمانی گریان وارد کلانتری میرزاکوچک خان مشهد شده بود در حالی که بیان می کرد از خانه فرار کرده ام و آینده تاریکی در برابرم قرار دارد به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: در یک خانواده هشت نفره به دنیا آمدم اما از همان دوران کودکی از رفتارهای خشن پدرم در رنج و عذاب بودم.
او شغل آزاد دارد و با هیچ کدام از اعضای خانواده ام رفتار درستی ندارد. فقط به خواهر کوچکم که ته تغاری خانواده است کاری ندارد و حتی رفتارهای ناشایست او را نادیده می گیرد. از همان هفت سالگی کتک های پدرم را به خاطر دارم او برادران و خواهران بزرگ تر از من را نیز زیر مشت و لگد می گرفت تا جایی با دیدن این صحنه به سویم حمله ور شد و دستانش را زیر گلویم حلقه کرد به سختی نفس می کشیدم و نمی توانستم خودم را از چنگ پدرم نجات بدهم مادرم نیز از ترس فقط نگاه می کرد بالاخره به هر زحمتی بود خودم را از زیردستان زمختش بیرون کشیدم و از خانه فرار کردم. مدتی را در کوچه و خیابان سرگردان بودم تا این که تصمیم گرفتم به دایره مددکاری کلانتری بیایم تا شاید قانون از من حمایت کندو …
شایان ذکر است با دستور سرهنگ محسن باقی زاده حکاک (رئیس کلانتری میرزا کوچک خان) این زن جوان توسط مشاوران زبده کلانتری برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی تحت حمایت قرار گرفت و سپس با دعوت از خانواده وی راهکارهای ارتباط موثر با فرزند و مهارت های اخلاقی و خانوادگی بررسی شد تا از رفتارهای خطرناک و جبران ناپذیر جلوگیری شود.
انتهای پیام
