
اقتصاد۲۴– قرار مصاحبه ساعت ۱۱ صبح در یکی از ساختمانهای اداری سعادتآباد است؛ در یکی از همین روزهای بیرحمانه گرم تابستانی. زنگ که به صدا درمیآید، صدایی ناشناخته قبل از اینکه حرفی بزنم، میگوید «بفرمایید بالا». سه طبقهای را باید با پله طی کرد تا به دفتر مورد نظر رسید. یکی به استقبال آمده و میگوید «چند لحظه تشریف داشته باشید
آقای دکتر تشریف میآورند». چند ثانیه بعد، شهاب عزیزیخادم، رئیس معزول فدراسیون فوتبال، با لبخند پهنی که به صورت دارد، وارد میشود. کت آبی کمرنگ بهارهای پوشیده. نگاهی به کاغذ و دفترها میکند و با خنده میگوید: «این همه سؤال؟». حس شوخطبعیاش با شروع مصاحبه از بین میرود؛ مشخص است هنوز تصمیم به «کنار گذاشتهشدن» را هضم نکرده است.
در طول گفتگو چندین بار صدایش بلند میشود و وقتی هم پای اعضای هیئترئیسه به میان میآید، حرارت صحبتهایش بیشتر میشود. وقتهایی که حس میکند «کلام» به قدر کافی بیانگر نیست، از دستهایش برای رساندن منظور استفاده میکند. «خیانت» و «غصبی»بودن را بیش از بقیه واژهها در طول گفتگو تکرار میکند. اگرچه ابتدا کمی «محافظهکارانه» صحبت میکند، ولی در ادامه با جسارت بیشتری از «فشارهای بیرونی» برای عزلش از فدراسیون فوتبال ایران میگوید. او خودش را قربانی جریانی بیرونی میداند و میگوید نه فدراسیون بلکه مشکل این «جریان» عزیزیخادم بود.
