۱۴۰۵/۰۳/۲۴

به گزارش روزپلاس، در هفتهها و ماههای اخیر، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بارها و گاهی به شکلی غیرمنتظره بر لزوم صلح و توافق با ایران تأکید کرده است. این چرخش لحن از فشار حداکثری به ادبیات صلحطلبانه، برای ناظران سطحی ممکن است نشانهای از یک بازنگری استراتژیک یا تمایل واقعی به پایان تنشها تلقی شود. با این حال، تحلیل عمیقتر میدان نبرد واقعی – چه در عرصه دیپلماتیک، چه اقتصادی و چه امنیتی – نشان میدهد که این اصرار بر صلح، نه از موضع قدرت، که دقیقاً از سر درماندگی راهبردی آمریکا برای شکست دادن ایران سرچشمه میگیرد.
ترامپ که تمام ابزار قدرت سخت و نرم آمریکا را برای به زانو درآوردن نظام جمهوری اسلامی در دو سال اخیر به کار گرفت، اکنون با واقعیتی تلخ روبروست: ایران نه تنها فرو نپاشیده، بلکه با خنثیسازی تحریمها، تثبیت توانمندیهای نظامی و گسترش نفوذ منطقهای، عملاً پروژه «فشار حداکثری» را به گورستان راهبردهای شکستخورده آمریکا فرستاده است.
لذا اصرار ترامپ برای صلح با ایران نه یک تمایل، بلکه یک اجبار ناشی از شکست است. البته باید توجه داشت که این «صلحطلبی» ظاهری، کماکان یک سناریوی فریب پیچیده را در دل خود پنهان دارد؛ سناریویی که هدف از پیشبرد آن با خبرسازی گسترده و تداوم جنگ نرم رسانه ای، خلع سلاح روانی ملت ایران، متهمسازی تهران به سنگاندازی در مسیر صلح، و مهمتر از همه، تلاش برای تولید و تثبیت روایت «عقبنشینی ایران و پذیرش شروط آمریکا» در افکار عمومی جهان و در داخل ایران است و لذا هشیاری و حفظ وحدت در داخل کشور در این زمینه بسیار ضروری است.
