ناهار بی‌محافظ

حاجی سرزده و بی‌محافظ به خانه‌مان آمد، بچه‌ها از دیدارش ذوق کردند. کنارشان نشست و از شجاعت پدرشان حاج اسماعیل در حلب گفت؛ از اینکه زیر آتش دشمن برای آسیاب روستاییان نفت می‌برد. اشک در چشمان بچه‌ها حلقه زد، حاجی برای تلطیف فضا با شوخ‌طبعی درخواست ناهار کرد و آنها را کنار سفره نشاند؛ آن روز حاجی برایشان غذا کشید.
راوی: همسر شهید مدافع حرم، حاج اسماعیل حیدری

حاجی سرزده و بی‌محافظ به خانه‌مان آمد، بچه‌ها از دیدارش ذوق کردند. کنارشان نشست و از شجاعت پدرشان حاج اسماعیل در حلب گفت؛ از اینکه زیر آتش دشمن برای آسیاب روستاییان نفت می‌برد. اشک در چشمان بچه‌ها حلقه زد، حاجی برای تلطیف فضا با شوخ‌طبعی درخواست ناهار کرد و آنها را کنار سفره نشاند؛ آن روز حاجی برایشان غذا کشید.
راوی: همسر شهید مدافع حرم، حاج اسماعیل حیدری

فاطمه ناجی

چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ – ۱۱:۱۶
ناهار بی‌محافظ

منبع  : تبیان

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *