«ناسور»؛ داستان جراحتی بر جان

…یک اتاق شده بود اتاق من و امجد و اتاق دیگر هم برای زری. هال هم شده بود کارگاه نقاشی روی سفالینه‌ها و پارچ‌های شیشه‌ای و ظروف و گلدان‌های چینی. زری آخرین مدل طرح‌های جدید را با طرح‌های کلاسیک به هم می‌آمیخت و می‌شد یک چیزی که نمونه نداشت. کارمان کم‌کم گرفته بود. هرمز کوره را روشن می‌کند و می‌رود ته کارگاه تا با یکی از کارگرها بشقاب‌ها و گلدان های چینی را بیاورند این طرف کارگاه. (ص. ۱۳)

منبع  : نگار مگ

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *