
مجموعه تلویزیونی «ناریا» که پساز پایان سریال «پایتخت ۷» روانه آنتن شبکه یک سیما شد، حامل پرداختِ بهنگام به گزارههایی اساسی و استراتژیک است و فارغ از کیفیتِ روایت قصه، مخاطب خود را بهسرعت با جسارت در انتخاب موضوع و ابتکار زاویهدید در این اثر آشنا میکند؛ اثری که بیآنکه دستوپایش را گم کند، ژانری را انتخاب کرده که ممکن است حتی برای جواد افشار، کارگردان «ناریا» هم که در ساخت سریالهای امنیتی دستی بر آتش دارد، تازه باشد. بهگفته این کارگردان، «ناریا» را میتوان در دسته آثار گانگستر جنایی جا داد و احتمالاً این تعبیر درستی از ژانر سریال «ناریا» است چراکه نه با داستانی صرفاً امنیتی مواجه هستیم و نه یک مجموعه جنایی که سراسر قتل و خشونت باشد.
حکایات «ناریا» حکایت دور از ذهنی نیست. داستان یکی از هزاران جوان باهوش، پرانگیزه و سختکوش ایرانی است که بیتوجه به فعالیت دسته تبهکاران و خودفروختگان به غرب، راهش را ادامه میدهد و صد البته که با چالشها و خطرات متعددی روبهروست. ویژگیهای «هوژان»، شخصیت اصلی سریال، بهعنوان دختری از قوم کرد، مدیر و مدبّر و میهندوست، ترکیببندی دراماتیک و متناسب برای بیان مفهوم ارزشمندی است که این سریال دنبال میکند. اصولاً در هجمههایی که دشمنان علیه ایران و نظام وارد میکنند، از «قومیت» و «جنسیت» بهعنوان ابزاری برای تفرقهافکنی، هراسآفرینی و ایجاد نارضایتی استفاده میشود و حالا «ناریا» نهتنها بار اصلی داستانش را بر دوش یک دخترِ ایرانی گذاشته، بلکه با طراحی شناسنامهای قومیتی برای این شخصیت، به اصالت و برابری اقوام ایرانی در کشور نیز صحّه گذاشته است.
از دیگر ظرایف و لطایف سریال «ناریا» میتوان به عنوان این مجموعه تلویزیونی اشاره کرد. «ناریا» در زبان کردی بهمعنای «قاصدک» است و ازسویدیگر، وقتی برعکس خوانده شود، به نام «ایران» میرسیم.
