می‌گفت من خستگی را خسته کرده‌ام!

در ۲۹ مرداد ۱۳۵۹ و پس از مدت‌ها چالش، حکم نخست‌وزیری شهید محمدعلی رجایی از طرف ابوالحسن بنی‌صدر رئیس‌جمهور وقت صادر شد. آقای نخست‌وزیر از آن روز، تا هنگامی که در مقام ریاست جمهوری جامه شهادت پوشید، توانست الگویی تراز از مسئول نظام جمهوری اسلامی ارائه نماید. مقال پی آمده درصدد است تا به همین مناسبت، فراز‌هایی از سیره شهید رجایی در این دوره را مورد خوانش و تحلیل قرار دهد. امید آنکه مفید و مقبول آید.

در ۲۹ مرداد ۱۳۵۹ و پس از مدت‌ها چالش، حکم نخست‌وزیری شهید محمدعلی رجایی از طرف ابوالحسن بنی‌صدر رئیس‌جمهور وقت صادر شد. آقای نخست‌وزیر از آن روز، تا هنگامی که در مقام ریاست جمهوری جامه شهادت پوشید، توانست الگویی تراز از مسئول نظام جمهوری اسلامی ارائه نماید. مقال پی آمده درصدد است تا به همین مناسبت، فراز‌هایی از سیره شهید رجایی در این دوره را مورد خوانش و تحلیل قرار دهد. امید آنکه مفید و مقبول آید.

  پذیرش نخست‌وزیری، تکلیفی شرعی و انقلابی

در آغاز سخن، اشارت به این کلام از شهید محمدعلی رجایی بهنگام است که او منصب نخست‌وزیری را از بابت تکلیف شرعی و انقلابی خویش می‌پذیرد، همانگونه که خود در این باره گفته است:
«بعد از یکسری گفتگو‌هایی که اکثر هم‌میهنان عزیزم مطلع هستند، من به نخست‌وزیری رسیدم. نخست‌وزیری را به عنوان یک تکلیف شرعی و انقلابی پذیرفتم و از صمیم قلب می‌گفتم که دارای یک کابینه ۳۶ میلیونی هستم. انتخاب به ریاست جمهوری را با آرای ۱۳ میلیونی امت حزب‌الله و شهید داده، ادای تکلیف الهی و رسیدن به فوز عظیم در راه اسلام و خدمت به جمهوری اسلامی می‌دانستم….»

پرکار در مسیر خدمت به مردم و نظام اسلامی
رجایی احراز مناصب دولتی را به مثابه فرصتی کوتاه برای خدمت به خلق خدا قلمداد می‌کرد. از این روی در دوران نخست‌وزیری و با پرکاری اعجاب آور، به ادای وظیفه می‌پرداخت. کار مداوم و فشرده وی در این دوره، به حدی بود که اغلب ملازمان و محافظان از او عقب می‌افتادند و حتی پزشکان برای حفظ سلامتی، به شکل مداوم وی را معاینه می‌کردند! در مقالی که بر تارنمای مرکز اسناد انقلاب اسلامی قرار دارد، در این باره آمده است:
«از مؤلفه‌های مدیریتی شهید رجایی، می‌توان به پرکاری وی اشاره کرد. همسر وی با تأکید بر این مهم می‌گوید در دورانی که مشاور وزیر آموزش و پرورش بود، با اینکه خیلی دیر وقت به خانه می‌آمد، اما همیشه همراه خودش پرونده‌های زیادی می‌آورد… صادق عزیزی که خود از نزدیک شاهد پرکاری رجایی بود، می‌‎گوید خود من بار‌ها شاهد بودم، محافظی که همیشه پشت سر آقای رجایی سر حال و هوشیار مراقب اطراف بود، آخر شب یعنی ساعت ۱۲ و ۵/۱۲ شب که می‌شد، دیگر نمی‌کشید و مدام چرت می‌زد و آثار خواب و علائم خستگی در چهره‌اش پیدا بود. چون همه اعضای هیئت و محافظین همراه ایشان از ساعت اولیه صبح که بیدار می‌شدند، به همراه ایشان در برنامه‌های کاملاً فشرده، ساعت به ساعت از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر می‌رفتند و لذا خیلی خسته می‌شدند، اما ایشان گویی اصلاً چیزی به نام خستگی نمی‌شناسند… احمد صانعی نیز با تأکید بر پرکاری شهید رجایی می‌گوید آقای رجایی فرد پرکاری بود. خودش به مناسبتی گفته بود من خستگی را خسته کرده‌ام! بار‌ها شاهد بودم به دلیل این‌که از صبح خیلی زود تا پاسی از شب یکسره کار می‌کرد، پزشک به محل کار او می‌آمد و به او آمپول می‌زد! با این حال نسبت به کار اصلاً احساس خستگی نمی‌کرد….»

ساده‌زیستی برای حفظ سلامت فکر و عمل مدیران
در حافظه اغلب مردم ایران، رجایی به عنوان نمادی از ساده‌زیستی مدیران نظام جمهوری اسلامی قلمداد می‌شود. این باور، اما بی‌دلیل در ذهن مردم ماندگار نشده است. او در دوره نسبتاً کوتاه نخست‌وزیری و ریاست جمهوری خویش عملاً تجسم این امر به شمار می‌رفت و مردم نیز با هوش و دقت همیشگی آن را دریافته بودند. در تارنمای فوق الذکر، ساده‌زیستی آقای نخست‌وزیر اینگونه روایت و ترسیم شده است: «از دیگر مؤلفه‌های مدیریتی شهید رجایی، می‌توان به سادگی محیط کار اشاره کرد. بهزاد نبوی در مورد این ویژیگی مدیریتی وی می‌گوید از اولین مصوبات دولت آقای رجایی، این بود که وزرا باید در بدترین اتاق‌های مجموعه وزارتی مستقر بشوند و خود ایشان، اتاق کوچک منشی‌ها را به عنوان اتاق کار انتخاب کرده بود. این‌ها همه برای این بود که مثل سابق، بهترین‌اتاق‌ها را در اختیار وزرا و معاونان آن‌ها قرار ندهند که تدریجاً خلقیات مسئولان تغییر کرده و اسیر پست و مقام شوند… صادق عزیزی نیز می‌گوید وقتی آقای رجایی به نخست‌وزیری آمد، پس از بازبینی اتاق کار و اتاق‌های همجوار آن اتاق سابق نخست‌وزیری را به اتاق دفتر و منشی‌اش اختصاص داد که اتاق بزرگی در ابعاد ۵ در ۸ متر بود و اتاق منشی و دفتر سابق نخست‌وزیری را که یک اتاق کوچک بود، برای خودش اننخاب کرد. چون اتاق ایشان طوری بود که جلوتر از اتاق دفتر و منشی بود و هر کس قرار بود با ایشان ملاقات کند، یکراست وارد اتاق نخست‌وزیر می‌شد. آقای رجایی با این کار می‌خواست از این لحاظ هم دچار تشریفات مقام و موقعیت نخست‌وزیری نشود… بنا بر خاطرات محمدحسین رفیعی طاری، شهید رجایی می‌گفت من اتاق کوچک را بیشتر دوست دارم، چون اتاق بزرگ ممکن است آدم را تحت تأثیر قرار بدهد که احساس کند خیلی مهم است. چون هر کس که از در وارد می‌شود و سلام می‌کند، باید ۱۰ متر راه بیفتد تا به من برسد… به شهادت دوستان و آشنایان، شهید رجایی در مسافرت‌هایی که داشت، بنایش بر این بود که این سفر‌ها با حداقل امکانات و تشریفات صورت گیرد. او می‌گفت داخل مردم بودن و بی‌تشریفات مسافرت کردن، می‌تواند به ما این کمک مهم را بکند که بفهمیم مسائل و مشکلات مردم چیست؟ و بدانیم مردم چه می‌گویند؟ تبلور این خصیصه‌های مدیریتی در شخصیت یکی از مسئولان عالی‌رتبه جمهوری اسلامی در دهه ۶۰، موجب شد تا بعد از گذشت سال‌ها، از شهید رجایی به عنوان یک مدیر کارآمد و مدبر یاد شود. به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی: [شهید رجایی و شهید باهنر]در همان مدت کوتاه مسئولیتشان، طوری عمل کردند که از خودشان برای ما الگو باقی گذاشتند و حقیقتاً با تلاش سختی که کردند، با تحملی که به خرج دادند و با تمسکی که به عقیده و ایمان خودشان در عمل ورزیدند، موجب شدند ما امروز بتوانیم برای تعریف مدل مورد نظر خودمان، اسم و یاد این‌ها را مطرح کنیم. در یک جمله‌کوتاه، کتابی از معنا را از نام این‌ها بفهمیم، این خیلی ارزش دارد….»

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *