30 آبان 1398
شدت انفجار به حدی بود که آنها را ۵۰ متر پرت کرد. تنها جای سالم ماشین، موتور و کاپوت آن بود. بر اثر انفجار سقف ماشین باز شده بود؛ نه صندلی، نه ایکسل، نه بدنه، هیچ چیز از ماشین نمانده بود.
بُرشهایی از زندگی این قهرمان کشورمان که در کتاب «میرزا محمد پدر کردستان» به کوشش علی اکبری گردآوری شده است را منتشر میکند.
روایت سی و نهم؛ قدرت الله منصوری
آن روز من همراه بروجردی با دوشکا رفته بوم. اول جاده خاکی به راننده گفتم: امکان داره این جا رو مین گذاری کرده باشن یا بهمون حمله بشه، گازشو بگیر برو جلوی ماشین حاجی.
