
خانواده کمالی به دختر کوچکشان «مینا» وانمود کرده اند که به زودی خواهر کوچولویی خواهد داشت که همبازی او خواهد بود اما بچه دوم به جای دختر پسر میشود. مینا که انتظار خواهرش «غنچه» را داشته بنای ناسازگاری می گذارد. در همین زمان خاله مینا که به زودی قرار است ازدواج کند برای حل مساله و صحبت با مینا خواهر و برادر کوچک را با خود به پارک میبرد اما ناگهان هردو کودک گم میشوند. داستان شکل تازه ای به خود می گیرد.
