میناب؛ جایی که خبرنگارها روضه‌خوان و عکاس‌ها مرثیه‌سرا شدند

کاش کسانی که جنگ را در آغوش می‌کشیدند، خوب به این عکس‌ها و آخرین آغوش‌ها خیره شوند و پاسخی برای این جان‌های پراکنده داشته باشند.

۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۰۳
میناب؛ جایی که خبرنگارها روضه‌خوان و عکاس‌ها مرثیه‌سرا شدند

کاش کسانی که جنگ را در آغوش می‌کشیدند، خوب به این عکس‌ها و آخرین آغوش‌ها خیره شوند و پاسخی برای این جان‌های پراکنده داشته باشند.

خبرگزاری مهر – مجله مهر؛ زهرا سادات غضنفری: برخلاف فروردین و مهر که همواره بر ماندن اصرار دارند، اسفند، ماه زودگذری است. قدِ مژه‌برهم‌زدنی روزهایش از روی تقویم می‌پرند و تاریخ را تحویل سال نو می‌دهند. اسفند چهارصد و چهار اما روی تمام خاطرات خط بطلان کشیده. قصد گذر ندارد و سنگینی بودنش را حتی بر روی شانه‌های تیر چهارصد و پنج هم انداخته. زمستانش ماندنی شده و شادی را در یکی از گرم‌ترین شهرهای جنوبی ایران منجمد کرده. میناب یا گلستانِ جنوب؛ شهری بنا شده و محصور در میان آب‌ها که در جستجوها، سال‌ها به قدمتش شهره بوده. حال آن که پنج ماهی است شرح قصه‌ای تازه می‌کند و دورتادورش را روایت‌هایی از جنس خون حصار کشیده‌اند.

مرسوم است که روضه‌خوان برای روایت فجایع از توصیف جزئیات و خلق مضمون بهره ببرد. اما آنچه بر میناب گذشته جنایتش به قدری عیان است که خبرنگارها روضه‌خوان شده‌اند و عکاس‌ها مرثیه می‌سرایند. هر خط خبری یا هر قاب به‌تنهایی روایت مفصلی از سوگ و گزارشی از وهن انسانیت است. انگار که تک‌تک واژگان حامل پاره‌هایی از آتش باشند، به مقصد قلب‌ها. درست مانند باران آتشی که شنبه‌صبحی، شکوفه‌های شجره طیبه را سوزاند.

منبع  : خبرگزاری مهر

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *