آنچه از رهبر شهید برجای مانده، صرفاً خاطرهای در تاریخ نیست، بلکه نقشه راهی زنده برای آینده است؛ نقشهای که میتواند جمهوری اسلامی ایران را در مسیر تعامل عزتمند در نظام بینالملل هدایت کند.
جوان آنلاین: سید عباس عراقچی در یادداشتی نوشت: آنگاه که تاریخ در بزنگاههای سرنوشتساز در جستوجوی نامهایی برای ثبت شکوه ایستادگی یک ملّت برمیآید، به قامتهایی میرسد که نهتنها زمانه خویش، بلکه افقهای آینده را نیز درنوردیدهاند. رهبر شهید آیتالله سید علی خامنهای رضواناللهعلیه از تبار همان قلههای استوار است؛ شخصیتی که در سالهای رهبری خویش، دیپلماسی را از سطح مناسبات سرد قدرت و کنشهای صرفاً اداری، به مرتبهای از معنا، هویت و رسالت تمدنی ارتقا داد و سیاست خارجی را به زبان گویای کرامت یک ملّت بدل ساخت.
تجربههای دشوار سالهای اخیر که با تحمیل دو جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشور عزیزمان همراه بود، بهروشنی نشان داد که دیپلماسی در نقاط عطف تاریخی، نه صرفاً ابزار تنظیم روابط، بلکه آیینهای از هویت و اراده ملّی است. میراثی که از رهبر شهید در عرصه سیاست خارجی برجای مانده، دقیقاً از همین جنس است؛ روایتی زنده از پیوند میان عزت ملّی، حکمت سیاسی و مصلحتسنجی هوشمندانه که در میان امواج پرتلاطم تحریم، فشار، تهدید و جنگ جایگاهی متمایز برای جمهوری اسلامی ایران رقم زده است.
این سرمایه بیش از هر چیز بر اصل بنیادین استقلال استوار است؛ استقلالی که نه به معنای انزوا، بلکه به مفهوم حضوری فعال، اثرگذار و در عین حال غیروابسته در نظام بینالملل تعریف میشود. در این منظومه فکری، دیپلماسی زمانی معنا مییابد که ملّت خود را موضوع تعامل بداند، نه ابزار معامله. از اینرو، سیاست خارجی جمهوری اسلامی همواره کوشیده است با حفظ خطوط قرمز هویتی، باب گفتوگو را با جهان مفتوح نگاه دارد.
میراث ایشان فراتر از چارچوبهای تنگ نظریههای تقلیلگرای واقعگرایانه یا لیبرال، بر بنیانی محکم و عمیق از هویت اسلامی-ایرانی استوار است؛ بنیانی که در آن، منافع ملّی در امتداد ارزشها تعریف میشود، نه در تعارض با آنها. در این چارچوب، تلفیق آرمانگرایی با واقعبینی از ویژگیهای بنیادین این مکتب فکری است؛ زیرا نظام بینالملل عرصه تزاحم منافع است، اما فقدان آرمان، دیپلماسی را به معاملهای بیروح و بیحقیقت فرو میکاهد.
