عصر ایران؛ امیرعباس میرزاخانی– محمود احمدینژاد که در ادبیات سیاسیِ حامیانش «معجزه هزاره سوم» خوانده میشد و با شعار «عدالت» و «بازگشت به مردم» به قدرت رسید، در عمل به یکی از پرچالشترین و بحثبرانگیزترین فصلهای سیاست معاصر ایران گره خورد و اکنون با گذشت یک هفته از گزارش نیویورکتایمز، هنوز توضیح روشن و اقناعکنندهای از سوی او یا نهادهای مسئول ارائه نشده است. اما حتی اگر فرض کنیم آن گزارش نیازمند بررسی مستقل و مستند است و فعلاً درباره جزئیات آن داوری شتابزده نکنیم، باز هم یک پرسش اساسی باقی میماند: کارنامه عملکرد او با منافع ملی ایران چه کرد؟
این یادداشت قرار نیست روایتی جناحی ارائه دهد. مسئله اصلی، بررسی یک «الگو» است: الگویی از سیاستورزی که هم در داخل کشور قواعد بازی را تغییر داد و هم در بیرون، هزینههای راهبردی قابلتوجهی ایجاد کرد. چرا که در دوران مسئولیت خود، فراتر از یک رئیسجمهور، به شتابدهنده یک مسیر تبدیل شد؛ مسیری مبتنی بر حذف، دوقطبیسازی و هزینهسازی که میراث آن همچنان در فضای سیاسی ایران ردیابی میشود.
نقطه شروع این الگو را باید در همان سالهای نخست قدرتگیری او دید. احمدینژاد با ادبیاتی مبتنی بر دوگانهسازیِ «مردم/نخبگان» و «انقلابی/غیرانقلابی»، بهجای تقویت رقابتِ درونسیستمی و حفظ وزنِ نیروهای تعادلبخش، سیاست را به سمت «حذف» سوق داد. نتیجه این رویکرد آن بود که چهرههایی که در ساختار قدرت نقش میا const randomIndex = Math.floor(Math.random() * newsList.length);
const selectedItem = newsList[randomIndex];
if (!selectedItem || typeof selectedItem.id === ‘undefined’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
