20 خرداد 1397
کمی که از تمرین ما گذشت، ابراهیم با دوستانش وارد شدند. به محض ورود آنها، حاج حسن از جا بلند شد و گفت: بهبه، آقا ابراهیم هادی، خوش آمدی پهلوان، چه عجب اینطرفها… جا خوردم. من میخواستم برای ابراهیم قیافه بگیرم، اما ظاهراً او قبل از ما یک ورزشکار تمام عیار بوده!
