گروه ورزشی: هوا گرم است؛ دما باید ٣٥ یا ٣٦ درجه باشد؛ حالا کمتر یا بیشتر. آفتاب امان نمیدهد تا رفتوآمد زیادی در کوچه خلوت منتهی به پیچهای ریزودرشت منطقه، صورت بگیرد. صدای موتورش ذهن آرام و تقریبا خوابرفته اهالی را بیدار میکند. چشمانی که پیش از این در پی یافتن سایهای برای گریز از آفتاب بودند، حالا به سمت موتور خوشرنگی میچرخد که صدایش برای خیلیها جذاب است.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه شرق، بهناز شفیعی با هیبت یک موتورسوار حرفهای در میانههای کوچه میایستد؛ کلاه ایمنی بر سر و لباسهای چرم یکدست مشکیاش برتن. باورش سخت است که در این دما، کسی در این پوشش احساس راحتی کند، ولی عشق به موتورسواری کاری کرده که او نه گرمای هوا را متوجه شود و نه دلهره مسیر را. میگوید از سال ١٣٨٣ موتورسواری را شروع کرده و هرروز که میگذرد، با این رشته ورزشی اخت بیشتری پیدا میکند. مثل بسیاری از دختران ایرانی که «محدودیتی برای زنها» قائل نیستند، کارهایش را جسورانه پیش میبرد؛ وزن موتورش سنگینتر از چیزی است که بشود بهراحتی تکانش داد یا کنترلش کرد، ولی دیگر آنقدر با موتورش یکی شده که با هم «ندار» شدهاند!
