دو دهه پیش در اوکراین خبری از جنگ و شورش نبود. چیزهایی که انسان های بی گناهی را به کام مرگ کشید و آرزوهای کودکان زیادی را تبدیل به خاکستر کرد ولی همان زمان هم همه چیز خوب و شیرین نبود.
فقر، بیکاری، تورم و محدودیت های فزاینده اجتماعی، جایی برای خوش بینی نمی گذاشت.

در چنین شرایطی مهاجرت و رفتن به سرزمین های دور دست غربی، تنها راه نجات به نظر می رسید.خانواده های بسیاری با همین بهانه متلاشی شدند و تغییرات بزرگی در بافت جامعه اوکراین اتفاق افتاد؛ تغییراتی که ریشه شورش های کنونی این کشور را هم می توان در آنها سراغ گرفت. کودکی ها و معصومیت ها هم توان مقاومت در برابر این موج را نداشتند. طوفان اتفاقات همه را در خود می کشید و به دوردست ها پرتاب می کرد.
