گروه تئاتر و موسیقی: مجید انتظامی نامش به خاطرهها گره خورده، به سوت از کرخه تا راین، به کودکی، به نوجوانی، به حاجکاظم، به بچههای کوههای آلپ و…، نمیشود نامش را آورد و یاد انبوه جوایزی که طی سالیان برای آثارش دریافت کرده نیفتاد، یاد هیجان آن زمانها که ذوق تماشای اختتامیه سانسورشده جشنواره فجر از تلویزیونهای کوچک و بیکیفیت هنوز وجود داشت، نمیشود نام مجید انتظامی را شنید و از نوازندگی ابوایش یاد نکرد، نمیشود بدون بهیادآوردن حجم انبوهی از خاطرات موسیقایی، از ملودیهایی که بارها آنها را با سوت نواخته و زیر لب زمزمه کرده گذشت، نمیشود تنها روبهروی او نشست و درباره حال صحبت کرد، چراکه هوایی که از جانب او به تو میوزد، ناخودآگاه خاطره سالهای دور است. با او برای چندمینبار در این سالها به گفتوگو نشستهام. به بهانه بزرگداشتش به سراغش رفتم. فکر میکردم آنقدرها دیگر حرفی برای گفتن نیست، اما این گفتوگویش هم پر بود از حرفهایی که تا به حال زده نشده…؛ پر از خاطرههای تازه.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه شرق، شنیدهام مدتی است محکوم شدهاید به کپی کردن موسیقی آن هم به خاطر موسیقی کارتن بچههای کوههای آلپ، دوست دارم قبل از هر چیز ماجرای آن را بگویید…
