01 / 08 /1404
به گزارش خبرگزاری آنا، صبح پاییزی است، هوای تهران هنوز در خنکای مهر نفس میکشد. خیابانهای منتهی به درِ اصلی دانشگاه تهران مملو از چهرههایی جوان و پرشور است؛ چهرههایی که در نگاهشان ترکیبی از اضطراب و امید برق میزند، همان نگاههایی که همیشه نشانهی آغاز است. امروز دانشگاه تهران میزبان بیش از چهار هزار دانشجوی تازهوارد است، نسلی که با رویاهای بزرگ و قلبهایی آکنده از شور علم پا به بزرگترین مرکز علمی کشور میگذارد.
درختان چنار بلند خیابان انقلاب، همچون حافظان دیرینهی علم، شاهدند که خیل دانشجویان با پوشهها و کولهها در دست، از میان دروازهی بزرگ سبز رنگ عبور میکنند. صدای خندهها و گفتوگوها درهمآمیخته است با صدای زنگ دوچرخههایی که از کنارشان میگذرد. دختران و پسران جوان هرکدام در اندیشهی فصل جدیدی از زندگیاند، فصلی که شاید همه چیز را تغییر دهد.
در حیاط اصلی دانشگاه، صندلیها منظم چیده شدهاند، و صدای همهمه میان جمع میپیچد. گروه موسیقی محلی با لباسهای بلوچی با عنوان موسیقی مقامی تربت جام در حال آمادهسازیاند و حجمی از شور جوانی، فضا را پر کرده است. هنوز مراسم آغاز نشده، اما اشتیاق در چشمان همه موج میزند.گروهی با صدای سه تار و دف شعرخوانی میکنند. شعری دربارهی آغاز. صدای سه تار نرم با باد پاییزی ترکیب شده و حالتی شاعرانه به فضا داده است. خبرنگار آنا یادداشت میکند: «علم و هنر، دو بال جوانان امروزند.»
