کارشناسان با اشاره به مفهوم «الگوی هیجان- ریزش» هشدار میدهند که بسیاری از تازهواردان سهم خود را در بالاترین قیمتها میخرند و بلافاصله با کاهش ارزش سرمایه مواجه میشوند. این نوع خرید در اوج هیجان سیاسی، نه سرمایهگذاری، بلکه یک قمار پرریسک با احتمال باخت قطعی است
جوان آنلاین: انتظارات تورمی که پیش از این در پی فعالسازی مکانیسم ماشه پیشبینی شده بود، در روزهای اخیر با افزایش قیمت ارز و طلا در بازارهای مالی کشورمان نمایان شد. با تشدید التهابهای سیاسی در کشور، برخی سوداگران ارز و طلا با هدف نوسانگیری با سرمایه زیاد به بازار ارز و طلا ورود کردهاند تا با تشدید هیجانات و ایجاد تشنج روانی در بازار ارز، بازدهی خود را حداکثری کنند. این سازوکار روانی در بسیاری از موارد در گذشته تجربه شده است و معمولاً تا چند هفته ادامه پیدا میکند، اما اثرات آن با شفافسازی و مدیریت ارزی قابل مهار است. کنشگران راهکارهای مختلفی برای مدیریت و مهار جهش هیجانی قیمتها پیشنهاد میدهند که مهمترین آن در شرایط فعلی محدودیت کوتاهمدت در خروج سرمایه از کشور و رفع تعهدات ارزی صادرکنندگان است؛ موضوعی که متأسفانه در سال گذشته با تخلفات و ترکفعلهایی همراه شده و از کل صادرات غیرنفتی ۵۷میلیارد دلاری ایران در سال گذشته، تقریباً ۲۰میلیارد دلار ارز به چرخه رسمی اقتصاد بازنگشته است. در شرایط فعلی سیاسی و اقتصادی کشور تا زمانی که ضمانت اجرایی قوی و بازدارندهای برای بازگشت کامل ارز وجود نداشته باشد و صادرکننده بین «بازگرداندن ارز به سیستم» و «فروش آن در بازار آزاد با نرخ بالاتر» حق انتخاب داشته باشد، طبیعی است که منافع شخصی بر منافع ملی ترجیح داده شود و بازار ارز کشور در گرداب نوسانات و بیثباتی گرفتار بماند.
مکانیسم ماشه هرچند بلندگوهای پرصدایی دارد، اما در عمل، ابزاری ناکارآمد و بدون پشتوانه قوی است. همانطور که پیشبینی میشد یک هفته مانده به فعالسازی مکانیسم ماشه، بازارهای مالی در قالب انتظارات تورمی به این رویداد واکنش نشان دادند و بازار ارز و سکه و طلا از ابتدای هفته جاری بار دیگر به صحنهای برای واکنش شتابزده بدل شد؛ اینبار به واسطه انتشار خبرهای منفی از عدمتصویب قطعنامه تمدید تعلیق تحریمهای ایران و زمزمه فعال شدن مکانیسم ماشه. بازار ارز و طلا این روزها سناریویی آشنا را تکرار میکند؛ سناریویی که بارها و بارها در حافظه اقتصادی کشور ثبت شده است: یک خبر یا رخداد سیاسی، شکلگیری موجی از هیجان، هجوم خریداران بیبرنامه و سپس بازگشت تند قیمتها به مسیر اصلی. جرقه این نوسان اخیر همان خبر عدمتمدید تعلیق تحریمها و آغاز فعالسازی مکانیسم ماشه بود؛ خبری که با مهارت، به ابزار تبلیغاتی جریانهای معاند و اسلحهای برای دلالان ارزی تبدیل شد.
این نخستین بار نیست که بازار در برابر شوکهای سیاسی یا بینالمللی چنین رفتاری نشان میدهد. طی دو دهه گذشته، از مذاکرات حساس هستهای گرفته تا درگیریهای کوتاهمدت نظامی، الگو همواره یکسان بوده است: ترس زودگذر، ورود سرمایههای هیجانی به بازار و سپس ریزش شدید قیمتها تا محدوده قبلی. به بیان ساده، در این چرخه، تازهواردان همیشه بازنده اصلی هستند چراکه معمولاً در اوج قیمت خرید میکنند و در کف قیمت مجبور به فروش میشوند.
آثار روانی در بازار ارز و تجربه جنگ اخیر رژیمصهیونیستی
