مهندسها راننده تاکسی میشوند؟
دهه ۱۳۷۰ خورشیدی با افزایش درآمدهای نفتی ایران چشم انداز روشنی در زمینه ساخت و ساز و عملیات عمرانی پیش روی خود تصور میکرد، در همین دوران بود که بیشتر ایرانیان ترجیح میدادند فرزندانشان در یکی از رشتههای وابسته به مهندسی عمران تحصیل کنند. رشتههایی که حداقل آینده شغلی آنان را تضمین میکرد. رکود سنگین بازار مسکن در دو سال گذشته و چشم انداز مبهم آن در سالهای پیش رو حالا جامعه ایرانی را با پرسشی تازه مواجه ساخته؛ آیا مهندسی عمران و رشتههای زیرمجموعه صنعت ساختمان همچنان به عنوان مهارتی پولساز شناخته میشوند؟
در میانهی هیاهوی موتورسیکلتها و بوق اتومبیلها و چشم اندازی از برجهای نیمهتمام پایتخت ایران، صدای فروریختن آرام یک رویای شغلی شنیده میشود. مهندسی عمران، که روزگاری نماد پیشرفت، تضمین طبقه متوسط و راه میانبر به ثروت بود، اکنون به یک عنوان آکادمیک با انبوهی از فاستانداردهای جهانی، اکنون حیاتی است.
۳. فناوریهای نوین و صنعتیسازی: در طرحهای بزرگ مانند «نهضت ملی مسکن»، تاکید بر استفاده از فناوریهای نوین، صنعتیسازی و ساختمانهای سبز است. مهندسی که دانش سنتی دارد، به سرعت از دور خارج میشود.
۴. بازسازی، نگهداری و تعمیرات: با کاهش ساخت و ساز جدید، تقاضا برای بازسازی، مقاومسازی، نگهداری، و تعمیرات مسکن افزایش مییابد. طرحهایی مانند فعالسازی مقررات ملی و مبحث ۲۲که شامل واگذاری نگهداری، تعمیرات مسکن، تاسیسات و… است، میتواند صدها هزار شغل جدید برای مهندسان ایجاد کند.
با وجود گزارشهای مایوس کننده شاید بتوان گفت اشتغال حوزه مسکن و ساخت و ساز در ایران به یک نقطه عطف رسیده است. یا باید این سیل مهندسان متخصص به خارج از کشور مهاجرت کنند، یا باید دولت و بخش خصوصی زیرساختهای لازم برای بازتعریف شغل مهندسی را فراهم آورند؛ مسیری که از صرفاً «تراشیدن کوه و سیمان ریختن پای پروژههای ناتمام» به «ارزشآفرینی هوشمندانه و صادرات خدمات فنی» تغییر مسیر میدهد. تا آن زمان، رویای طلایی مهندسی عمران در ایران، با غل و زنجیر رکود، در حال فرسایش است.
گزارش : فرشید غضنفر پور
منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی
