22 آذر 1399 – 09:39
قاضی میانسال با مرور پرونده مهسا و وحید سرش را بلند کرد و رو به مهسا کرد و گفت: اگر قصدت جدایی است چرا با جشن طلاق؟! مشکل چیست؟

به گزارش سیتنا، مهسا جواب داد: جناب قاضی من تحت تأثیر فضای مجازی و داستانهای خیالی نبوده و نیستم. من خواستهام برگزاری جشن طلاق است تا فردا بعد از جداییمان خانواده وحید به دوستان و فامیلهایشان نگویند که من مشکلی داشتم. من میخواهم در آن جشن دست خیانتکار او را برای همه اقوامشان باز کنم و بدانند که من در این ماجرا بیتقصیرم.
قاضی پرسید واضحتر صحبت کن. مگر همسرت چه خیانتی به تو کرده که نمیتوانی بدون جشن طلاق او را رها کنی؟
مهسا گفت: چند سال پیش در یک میهمانی وحید را دیدم. از آنجا که جوان خوشقیافه و خوشتیپی بود به او علاقهمند شدم و پس از آنکه درخواست دوستی داد پذیرفتم. بعد از ۲ ماه نامزد کردیم و۶ ماه بعد هم عروسی گرفتیم. اما بعد از ۳ سال متوجه م قاضی ارتباط وحید با سحر آنقدر عمیق شده که همه نزدیکانمان فهمیدهاند. او آبروی من را جلوی خانوادهام برده و دوست ندارم حتی یک لحظه با او زیر یک سقف زندگی کنم.
وحید در پاسخ به مهسا گفت: هر کاری میکنم، اما جشن طلاق نمیگیرم.
مهسا جواب داد: تو خیانت کردی و باید تاوانش را بدهی. یادت نرفته که پدرت پرداخت مهریهام را ضمانت کرده و اگر مجبور شوم خانه پدرت را به جای مهریه میگیرم. پس یا به خواستهام توجه کن یا تا ریال آخر مهریهام را از تو و پدرت میگیرم.
در این لحظه قاضی زوج جوان را به آرامش دعوت کرد و گفت: فکر میکنم شما به چند جلسه مشاوره نیاز دارید تا ببینم مشکلتان با مشاوره حل خواهد شد یا راه چارهای ندارید.
انتهای پیام
