آموزش عمومی باید مهارتهای لازم برای زندگی را نیز ارائه دهد. این موضوع هماکنون روی میز ماست و بخشی از اصلاحات در برنامههای درسی به آموزش مهارتهای زندگی اختصاص دارد. بدون شک برای تغییرات بنیادی، باید نظام ارزشیابی و پذیرش دانشگاه نیز اصلاح شود تا وابستگی به حفظیات کمتر شود
جوان آنلاین: دانشآموزان، کتابهای درسی را ورق میزنند، فرمولها را حفظ میکنند و برای آزمونهایی آماده میشوند که قرار است مسیر آیندهشان را مشخص کند، اما واقعاً چند درصد از آنچه در ۱۲ سال تحصیل یاد میگیرند، در زندگیشان کاربرد دارد؟ متأسفانه سالهاست که حفظیات بیهدف، وابستگی آموزش به کنکور و نبود مهارتهای ارتباطی، عملی و کاربردی به چالشهای بزرگ برای محصلان تبدیل شده است. والدین و معلمان میپرسند چرا مدرسه، به جای فضایی برای تفکر و کشف استعدادها، میدان رقابتهای فرسایشی ایجاد کرده؟ چرا کتابهای درسی نمیتواند دانشآموزان را برای زندگی واقعی آماده کند؟ اصلاً چرا آموزش هنوز به حفظیات وابسته است؟ به همین منظور، «جوان» به سراغ دکتر سیدمهدی باقریان، مدیرکل دفتر برنامهریزی و تألیف کتابهای درسی ابتدایی و متوسطه نظری سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش رفته تا پاسخ این سؤالات را جویا شود. اینکه کنکور چه نقشی در حفظی محوربودن آموزش دارد و چگونه میتوان مدارس را از مجری صرف برنامههای درسی به هدایتگر مسیر یادگیری تبدیل کرد.
سالهاست که بحث درباره مباحث حفظی و غیرکاربردی کتب درسی در نظام آموزشی مطرح است. آقای کاظمی، وزیر آموزش و پرورش نیز بر بازبینی محتوای کتابهای درسی تأکید و اعلام کرده که بازطراحی حجم کتابها و بهبود کیفیت آموزشی از اولویتهای وزارتخانه است. حال سؤال این است که چه تغییراتی برای اصلاح این روند پر عیب و ایراد انجام میشود؟
از بیرون، کتابهای درسی صرفاً حفظمحور به نظر میرسند، اما در واقعیت، نظام آموزشی پیچیدگیهای خاص خود را دارد. انتقادها کاملاً قابلقبولند، اما موضوع اصلاح محتوا بسیار گستردهتر از حذف چند مطلب حفظی است.
در دوره ابتدایی، مهارتهای پایهای مانند خواندن، نوشتن و محاسبهکردن آموزش داده میشوند که جزو مهارتهای کلیدی هر نظام آموزشی هستند و نباید آنها را صرفاً حفظی تلقی کرد، اما در دوره متوسطه برخی دروس به دلایل ارزشیابی و روشهای تدریس به سمت حفظیات سوق داده میشوند.
گاهی شنیده میشود که «رادیکال ۱۳۲ یا طول رودخانه چه کاربردی دارد؟» این اطلاعات برای درک موضوعات علمی و جغرافیایی ارائه میشوند، نه برای حفظ کردن. اگر روشهای ارزشیابی اصلاح شوند و یادگیری مبتنی بر فهم باشد، حفظیات کمرنگتر میشوند.
اما حجم زیاد اطلاعات عددی در کتابهای درسی، دانشآموز را مجبور به حفظ کردن آنها میکند. آیا این موضوع، ضرورت حذف این اعداد را نشان نمیدهد؟!
