مهاجرت یک‌پنجم سیستانی‌ها؛ باد‌های ۱۲۰ روزه سیستان و بلوچستان ۲۰۰ روزه شد

از زابل حدود ۳۰ کیلومتر که به سمت شرق یعنی مرز افغانستان بیایید، به شهر دوست‌محمد می‌رسید. از اینجا سراغ اسکله صیادی تخت عدالت را بگیرید تا به ساحل هامون پوزک برسید. روستای تحت عدالت چسبیده به آب بود. مردم محلی آنجا را به اسکله تخت عدالت می‌شناختند، اسکله‌ای که حالا روی تپه‌ای از خاک است. درب همه خانه‌ّای روستای تخت عدالت بسته است. همه رفته‌اند
از زابل حدود ۳۰ کیلومتر که به سمت شرق یعنی مرز افغانستان بیایید، به شهر دوست‌محمد می‌رسید. از اینجا سراغ اسکله صیادی تخت عدالت را بگیرید تا به ساحل هامون پوزک برسید. روستای تحت عدالت چسبیده به آب بود. مردم محلی آنجا را به اسکله تخت عدالت می‌شناختند، اسکله‌ای که حالا روی تپه‌ای از خاک است. درب همه خانه‌ّای روستای تخت عدالت بسته است. همه رفته‌اند

مهاجرت یک‌پنجم سیستانی‌ها

اقتصاد۲۴- حساب از دستشان دررفته است. چند سالی است که باد‌های ۱۲۰ روزه سیستان فقط اسمشان ۱۲۰ روزه است، مهرماه است؛ اما طوفان راه روستای تخت عدالت در نزدیکی اسکله تخت عدالت را بسته است. زمانی اینجا ماهی می‌گرفتند؛ اما حالا سکویی است روی دریای خاک. ۵ خانوار از روستای ۳۰۰ خانواری تخت عدالت ماندند. آن‌هایی که ماندند نه کشاورزی دارند، نه دامداری و نه هیچ‌چیز دیگری. تنها مقر درآمدشان کارگری است که به واسطه رفتن پدر خانواده به شهرستان‌های اطراف در می‌آید. الباقی اهالی روستا راهی کرمان، یزد، تهران و مشهد شدند. چند روستا تخلیه شدند؟ آمار درستی در دسترس نیست؛ ولی آن‌طور که احمد قنبری، استاد تمام بوم‌شناسی (اکولوژی) دانشگاه زابل به واسطه تحقیقاتش می‌گوید ۵۰۰ هزار نفر جمعیت منطقه سیستان به زیر ۴۰۰ هزار نفر رسیدند؛ هر چند که او معتقد است به جهت توان اکولوژیکی، منطقه سیستان توان بیش از ۱۵۰ هزار نفر جمعیت را ندارد.

از زابل حدود ۳۰ کیلومتر که به سمت شرق یعنی مرز افغانستان بیایید، به شهر دوست‌محمد می‌رسید. از اینجا سراغ اسکله صیادی تخت عدالت را بگیرید تا به ساحل هامون پوزک برسید. روستای تحت عدالت چسبیده به آب بود. مردم محلی آنجا را به اسکله تخت عدالت می‌شناختند، اسکله‌ای که حالا روی تپه‌ای از خاک است. درب همه خانه‌ّای روستای تخت عدالت بسته است. همه رفته‌اند. اگر ۵ الا ۶ خانوار مانده باشند. دو خانوار وسط روستا و دو خانوار هم بغل جاده از کل این روستا مانده. آنچه خانواده ابراهیم ارباب را در این روستا نگه داشته، امید به ۳ فرزند مدرسه‌ای‌اش است. ابراهیم توان رفتن ندارد. زمانی مال و املاکی داشت. ۱۵۰ گوسفند و زمین‌هایی که روی آن‌ها گندم و جو و صیفی‌جات می‌کاشت. اکنون، اما به‌سختی می‌تواند با کارگری در شهرستان‌های اطراف خانوار ۵ نفری‌اش را اداره کند. صدایش دورگه می‌شود وقتی می‌گوید هیچ‌کس یادش نیست که ما اینجاییم «هیچ‌کس اینجا نیامده. هیچ‌کس نمی‌گوید ما چه می‌کنیم. روز‌ها می‌روم به امید کار. می‌روم شهر‌های دیگر برای کارگری، مگر می‌شود با یان پول‌ها خرج مدرسه را داد. هر کس بوده رفته است، ما‌هایی که ماندیم، توان رفتن نداشتیم.»

بیشتر بخوانید: بی فایدگی استخراج و هزینه‌کرد منابع نفتی به شیوه فعلی

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *