من چقدر برای خدا مهم بوده‌ام!

حوزه/ در میانهٔ تلاوتِ قرآن در جوارِ خانهٔ خدا، جوان در حالِ ختمِ کلام‌الله بود که ناگهان حقیقتی تکان‌دهنده بر جانش نشست. او دریافت که هر آیه، نه یک متنِ تاریخی، بلکه پیامی شخصی و مستقیم از سوی خداوند خطاب به اوست. این درکِ عمیق از شدتِ محبتِ الهی، چنان سنگین و لذیذ بود که طاقتش را طاق کرد و او را در آستانهٔ فنائیت قرار داد.

چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ – ۰۸:۴۷

من چقدر برای خدا مهم بوده‌ام!

من چقدر برای خدا مهم بوده‌ام!

حوزه/ در میانهٔ تلاوتِ قرآن در جوارِ خانهٔ خدا، جوان در حالِ ختمِ کلام‌الله بود که ناگهان حقیقتی تکان‌دهنده بر جانش نشست. او دریافت که هر آیه، نه یک متنِ تاریخی، بلکه پیامی شخصی و مستقیم از سوی خداوند خطاب به اوست. این درکِ عمیق از شدتِ محبتِ الهی، چنان سنگین و لذیذ بود که طاقتش را طاق کرد و او را در آستانهٔ فنائیت قرار داد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در کتاب «نگاهی به رابطهٔ عبد و مولا»، روایتی شنیدنی از یک تجربهٔ عرفانی در جوارِ خانهٔ خدا نقل شده که نشان‌دهندهٔ پیوندِ عمیقِ میانِ تلاوتِ قرآن و درکِ مستقیمِ محبتِ الهی است. این گزارش به واکاویِ این تجربه می‌پردازد که چگونه درکِ «شخصی بودن» پیام‌های قرآن، می‌تواند انسان را به اوجِ لذتِ معنوی و ارتباطِ قلبی با پروردگار برساند.

جوانی می‌گفت زمانی که به عمره مشرف شده بودم، تصمیم گرفتم در مدتی که در سرزمین وحی هستم یک دور قرآن را ختم کنم. شب‌های آخر بود و هنوز قرآنم تمام نشده بود. گفتم امشب کنار خانهٔ کعبه قرآن را می‌خوانم تا تمام شود. مشغول خواندن قرآن در کنار کعبه بودم که یکباره حس عجیبی از قرآن به من دست داد. حالم خراب شد. داشتم سکته می‌کردم. به گونه‌ای بودم که گویی داشتم جان می‌دادم که ناگهان فریاد زدم.

منبع  : خبرگزاری حوزه

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *