من هیچ‌وقت فراموش نکردم…

با اکران فیلم سینمایی «تابستان همان سال» تازه‌ترین تجربه کارگردانی محمود کلاری در خانه جشنواره، محمد صابری منتقد سینما به بررسی آن پرداخته است.

با اکران فیلم سینمایی «تابستان همان سال» تازه‌ترین تجربه کارگردانی محمود کلاری در خانه جشنواره، محمد صابری منتقد سینما به بررسی آن پرداخته است.

سوره سینما محمد صابری : یک روز، یک ساعت، یک لحظه و یا یک آن، حتماً در زندگی هر کسی یافت می‌شود که پاک‌شدنی نیست. یک روز، یک ساعت، یک لحظه و یک آنی که حتی شاید در مرور‌ آگاهانه خاطرات و تلاش برای یادآوری مهم‌ترین مقاطع زندگی فرد، گم‌وگور باقی بماند و جایی در فهرست ترین‌ها پیدا نکند، اما هست و در یک روز، یک ساعت، یک لحظه و یا یک آن دیگر، ناگهان تمام قد به «یاد» می‌آید و تازه می‌فهمیم چقدر در آنچه «شده‌ایم» تأثیر داشته‌اند. «تابستان همان سال» روایتی سینمایی از چنین لحظه‌ای است. لحظه‌ای که در لابه‌لای تمام لحظه‌های دیگر زندگی عطا در طول چند دهه، رنگ نباخته و حالا بعد از سال‌ها تمام قد پیش رویش جان گرفته است. عطا روایت‌گر این لحظه است و مگر می‌شود چنین لحظه‌ای را برای کسی تعریف کرد؟‌

محمود کلاری در «تابستان همان سال» مخاطب خود را به بزمی از رنگ و نور دعوت می‌کند. قاب‌های چشم‌نواز و فضاسازی خیره‌کننده کلاری‌ها (محمود کلاری در مقام کارگردان و کوهیار کلاری در مقام مدیر فیلمبرداری) دریچه‌ای است برای ورود به دنیایی که گویی «عطا» بر کرسی دانای کل آن تکیه زده است اما بیش از هر چه دیده و می‌بیند، می‌خواهد خودش را روایت کند.

منبع  : سوره سینما

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *