من دیگه آزاد شدم

به او گفتم: برادر احمد، خدا رو شکر به سلامتی دیگه می‌تونیم ببینیمت. خندید و گفت «من دیگه آزاد شدم».
24 شهريور 1397
به او گفتم: برادر احمد، خدا رو شکر به سلامتی دیگه می‌تونیم ببینیمت. خندید و گفت «من دیگه آزاد شدم».

من دیگه آزاد شدم

حاج احمد و همراهانش دیگر برنگشتند. هیچ کس از احوال آن‌ها اطلاع دقیقی ندارد. بعضی می‌گویند، شهید شده‌اند و بعضی دیگر می‌گویند آن‌ها هنوز در اسارت اسرائیلی‌ها به سر می‌برند.

اما قدر مسلم اینکه حاج احمد کسی نبوده که تن به اسیری بدهد. کسی که می‌گوید ما باید صهیونیست را به زنجیر بکشیم و در بازار بچرخانیم، نمی‌تواند لباس اسیری به تن کند. چه بسا اینکه نقل شده حاج احمد در همان لحظات اولیه درگیری از ناحیه‌ی کتف تیر می‌خورد و. به هر حال خبر موثقی از آن ۴ نفر در دست نیست. در این میان نیز نقل قول‌های متفاوتی بیان می‌شود.

منبع  : خبرگزاری میزان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *