“تردید پیشین من برای استفاده از اصطلاح «نسلکشی» نشأت گرفته از حساسیت این اصطلاح در بین یهودیان بوده است. “
به گزارش خبرنگار گروه جهان خبرگزاری آنا، بدون شک آنچه در نوار غزه رخ داده مصداق یک نسل کشی تمام عیار است. صورت مسئله گویاتر از آن است که کسی بتواند منکر آن شود: طبق آخرین آمار وزارت بهداشت غزه تاکنون ۷۱۴۵۵ نفر در این منطقه به شهادت رسیدهاند که دوسوم آنها زنان و کودکان هستند و بالغ بر ۸۵ درصد شهرهای غزه ویران و به تلی از خاک تبدیل شدهاند.
در چنین شرایطی سکوت سازمان ملل متحد در قبال یک نسل کشی آشکار منجر به خشم و نفرت افکار عمومی دنیا نسبت به این نهاد ظاهرا بین المللی شده است. در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد تایید قرار گیرد: نخست اینکه سازمان ملل متحد سالهاست از نقش محوری خود درمواجهه با پدیدههایی مانند نسل کشی و جنایات حقوق بشری عدول کرده است.
اساسا پس از جنگ جهانی دوم، سازمان ملل متحد کارکرد خود را بر پایه احترام به حقوق ملل و حمایت از حق سرزمینی کشورهای عضو این سازمان (تقریبا همه اعضای جامعه جهانی) بنا نهاد، اما در عمل شورای امنیت و دیگرمحافل این سازمان تبدیل به آوردگاهی برای قدرت نمایی بازیگرانی مانند آمریکا، انگلیس و فرانسه شد. به عبارت بهتر، اکثریت قریب به اتفاق جنایاتی که پس از جنگ جهانی دوم در سطح نظام بین الملل صورت گرفت از سوی کشورهایی رخ داد که خود را در کسوت قضات تحولات خودساخته در جهان قلمداد میکردند! این تعارض ساختاری و کارکردی سبب شده است تا سازمان ملل متحد تبدیل به نهادی پوچ و غیرعملگرا در مواجهه با جنگ، قحطی، کشتار و نسل کشی در جهان گردد.
