هنگامی که به آیتالله مطهری خبر رسید، فیلمی بر پردههای سینما در حال اکران است که احکام اسلام را به مسخره گرفته، تعدادی از نزدیکان را راهی سینما کرد، تا فیلم را با دقت دیده و برای او شرح دهند. سپس از مجموع تعاریف آنها در باره این فیلم که احکام فقهی مربوط به مسئله سه طلاقه کردن را تحریف و به سخره گرفته بود، نقد نوشت. دو نکته اصلی که استاد در نقد «محلل» بر آن تمرکز کرده بود، یکی توهین به احکام دینی بود و دیگری توجه به کرامت زن در اسلام
جوان آنلاین: ذوابعاد و جامعنگر بودن استاد شهید آیتالله مرتضی مطهری باعث میشود، نویسندگان برای نوشتن از او دست پری داشته باشند. پرکاری و تلاشهای مجدانه آن بزرگ در تولید فکر، اندیشه و تحقیق که امروزه نتایج آن را در مجموعه آثار ۲۸ جلدی ایشان به عیان میتوان دید، شاهد مثال واضحی است برای این موضوع. به همین دلیل هم در بررسی موضوعات اندیشگی ایشان، میتوان از توجه به کودکان و تربیت آنها با هویت مذهبی در تدوین کتاب داستان راستان، تا توجه به مسئله زنان و حقوق آنها در اسلام و از نقد مارکسیسم و نحلههای انحرافی تا تبیین مبانی دینی و قرآنی برای جوانان، را دید. همچنین توجه به مسائل فرهنگی و اجتماعی مردم در دهههای ۳۰ تا ۵۰ شمسی از دیگر ابعاد اندیشگی شهید مطهری بوده است. در مقال پی آمده، علاوه بر مرور مختصر تاریخ زندگانی آیتالله مطهری، نگاهی به ذوابعاد بودن شهید در زمینه توجه به مسائل فرهنگی- اجتماعی زمانه خود داشتهایم. امید آنکه تاریخ پژوهان انقلاب اسلامی و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
پدری عارف و مادری حکیم داشت
پدر شهید آیتالله مرتضی مطهری، حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدحسین مطهری و اصالتاً مشهدی بود. وی از عالمان بزرگ حوزه مشهد بود، ولی به دلیل اینکه فریمان و روستاهای اطرافش عالم و روحانی نداشت، حوزه را ترک کرده و برای خدمت به مردم، راهی آن خطه شده بود. «شیخ محمدحسین» از همان نوجوانی که تحصیل علوم دینی را شروع کرد، تهذیب و خودسازی را در رأس کردار و رفتار خویش قرار داده بود. کسی در روستا یادش نمیآمد حتی به شوخی دروغی از شیخ شنیده باشد. اهل خانواده کمتر یادشان میآمد، او نماز شبش را ترک کرده باشد و به همین دلیل سالها بعد اهالی فریمان و روستاهای اطراف که او را سخت مقید و اهل مستحبات و ترک محرمات دیده بودند، با لقب «مطهر» میشناختندش.
شیخ محمدحسین به سن جوانی که رسید، تصمیم به ازدواج با دختری متدین و کاردان گرفت. به شیخ، دختر ملاجعفر روحانی، یعنی «سکینه» خانم را معرفی کردند، که بسیار مؤمن و اهل فضیلت بود. همسر شیخ، سواد مکتبخانهای داشت و نزد پدر مقداری درس خوانده بود. در همان سن نوجوانی، کتاب «تحفه حکیم مؤمن» را خوانده بود و تمام آن را در حافظه داشت. این کتاب درباره طب سنتی بود و بانو از روی همین کتاب، به طبابت و درمان بیمارها میپرداخت؛ و از طرف دیگر، چون قابلگی هم میدانست، در به دنیا آوردن کودکان زیادی در منطقه فریمان و روستاهای اطراف، نقش داشت. بانو سکینه، گاهی کار تدریس قرآن و احکام به زنان و دختران فریمانی را هم انجام میداد. خداوند به شیخ و بانو سکینه پنج پسر و دو دختر عطا کرد که «مرتضی» یکی از آنها بود. مادر شهید مطهری به تربیت و آموزش فرزندانش، خیلی اهمیت میداد. شهید مطهری بعدها گفته بود: «من چگونه فکر کردن را از مادرم آموختم!». سکینه خانم که شهید مطهری را باردار بود، شبی در عالم خواب دیده بود، در مسجد فریمان به همراه زنان روستا نشسته است که بانویی محترم به همراه دو خانم دیگر، وارد مسجد شدند. آن بانو روی سر همه زنان گلاب میپاشید و وقتی به ایشان رسید، سه دفعه روی سرشان گلاب پاشید. سکینه خانم از ترس اینکه مبادا در انجام امور دینی کوتاهی کرده باشد، از آن بانو میپرسد: «چرا فقط روی سر من سه دفعه گلاب پاشیدید؟» و جواب شنید: «این به خاطر فرزندی است که در شکم داری، او خدمات بزرگی به اسلام میکند…». (۱)
