
عباس نعمتی، فیلمنامهنویس،در ارتباط با اینکه چرا در فیلمهای سینمایی یا سریالهای ما تنوع موضوع و سوژه وجود ندارد؟ گفت: زمانی که تنوع ژانر نیست، تنوع موضوع هم نیست. اگر به نظریات ریک آلتمن، به عنوان یکی از بزرگترین نظریه پردازان ژانر، نگاهی بیندازیم متوجه میشویم که ژانرها یک سری نشانههای معنایی و قواعد نحوی دارند؛ موضوع با همین نشانههای معنایی و قواعد نحوی متبلور میشود و ما یکسری قواعد معنایی محدود مثل پایین شهر، دختر بدبخت، شخصیتی منفی با عینک دودی و … داریم و یکسری قواعد نحویِ محدود همانند این قاعده محبوبِ سریالهای ما که میگویند «بار کج به منزل نمیرسد» یا این قاعده محبوبِ سینمای اجتماعی ما، وضعیت بد است و بد میماند و شاید بدتر شود. در نهایت چند موضوع میماند که با این نشانهها و قواعد محدود متبلور شوند؟ مثل الفبایی که چهار، پنج حرف داشته باشد چند کلمه با آن میتوان ساخت؟ پس محدود بودن در ژانرها لاجرم محدود بودن در موضوع را به همراه میآورد.
او در ادامه افزود: دلیل دیگر هم نهادها هستند وقتی سراغ ژانرهای متفاوت برویم پای نهادها به میان میآید مثلاً ما نمیتوانیم ژانر پلیسی- کاراگاهی داشته باشیم چون هزار قید و بند دارد حتی نمیتوانیم ژانر جنایی داشته باشیم چرا که لازمه ژانر جنایی این است که بالاخره یا شخصیت اصلی یا بعضی از شخصیت ها عمل فاسدی انجام میدهند اگر شخصیت اصلی پزشک یا وکیل یا هر چیز دیگری باشد صدای افراد زیادی در میآید، سینما دار یا سرمایهگذار نمیخواهد ریسک کند و دنبال کار یا موضوع جواب داده شده میرود. در مجموع باید بگویم ایراد در کلیت فضاست و فقط نباید همه چیز را گردن هنرمندان که اتفاقاً کمترین سود مالی را این وسط دارند انداخت همه از لزوم تنوع ژانر میگویند اما تحمل هزینههایش را ندارند واقعاً کسی درکی از میزان اینرسی و مقاومت فضا در مقابل موضوع جدید یا ژانر جدید ندارد تا زمانی که دست به نوشتن یا ساختن ببرد.
