
اقتصاد ۲۴- صداوسیمایی که بهطور ویژه از رخدادهای سال ۱۴۰۱ به این سو با ریزش مخاطب مواجه شده و مرجعیت خود را به فضای مجازی و تلویزیونهای ماهوارهای واگذار کرده است. اتفاقی که براساس آمار قابل احصاء است، آن هم در شرایطی که سازمان صداوسیما بهرغم یدک کشیدن عنوان پرطمطراق «رسانه ملی» خود را خودخواسته تنها به رسانه بخشی از جامعه تبدیل کرده است و تنها برای توجیه، جلب رضایت و درنهایت سرگرمی همان بخش میکوشد.
در چنین شرایطی که سازمان صداوسیما با بحران مرجعیت و ریزش مخاطب مواجه است، سوالی که مطرح میشود این است که آیا برنامههای تبلیغاتی نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری ازجمله مناظرات همچنان میتوانند از تاثیرگذاری برخوردار باشند یا خیر؟ نکته دیگر اینکه در شرایطی که این رسانه بخشی از مخاطب بالقوه خود را خودخواسته وانهاده است آیا میتواند در موقعیت ناگهانی پیشآمده و انتخابات نابهنگام پیشرو، بار دیگر در قامت رسانه ملی ظاهر شود؟
«کاهش هر روزه اثرگذاری برنامههای صداوسیما در میان آحاد جامعه، نکتهای است که بهطور قطع و یقین قابل اثبات است.» این جملهای است که عباس عبدی، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی صحبت خود را در پاسخ به سوالات مطرحشده با آن آغاز میکند و میافزاید: «با این حساب، هنگامی که از اثرگذاری پخش برنامههای تبلیغاتی نامزدهای چهاردهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری از صداوسیما صحبت میشود، بههیچعنوان منظور آن نیست که این برنامهها از توانایی تبدیل رأیِ بهعنوان مثال ۳۰ درصدی یک نامزد به ۱۰۰ درصد یا بالعکس برخوردارند. درنتیجه در وضعیت فعلی و با شرایط کنونی، این برنامهها حتی اگر بتوانند تاثیری اندک بر رأی یک نامزد داشته باشند، برای صداوسیما کافی است.»
او ادامه میدهد: «این واقعیت که سازمان صداوسیما بسیار ناکارآمد و با ریزش مخاطب دستبهگریبان است، واقعیتی غیرقابل انکار است. شاهد مثال این وضعیت نیز میزان مشارکت مردم در فرآیند انتخابات دوازدهمین دوره انتخابات مجلس به رغم برنامهریزیهای تبلیغی سازمانیافته این رسانه است؛ بنابراین درمجموع میتوان گفت پخش برنامههای تبلیغاتی نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری از صداوسیما از درصد تاثیرگذاری محدودی برخوردار است. درصدی که بهرغم محدودیت مهم است، اما نکته حائز اهمیت اینکه نامزد انتخاباتی منتقد وضع موجود نباید خود را محدود به این رسانه کند و باید از ظرفیت دیگر رسانهها بهره ببرد.»
عبدی که برخلاف برخی که تصور میکنند پخش برنامههای تبلیغاتی نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری از صداوسیما ازجمله مناظرات میتواند از قدرت تاثیرگذاری بالایی برخوردار باشد، چنین نمیاندیشد، میافزاید: «من معتقد نیستم که این برنامهها در میزان و نحوه مشارکت در انتخابات تعیینکننده است به این معنا که رأی یک نامزد را در سبد نامزد دیگر نخواهد ریخت. درنتیجه تاثیر این برنامهها را محدود میدانم. تاثیراتی که با وجود محدود بودن، در شرایطی مهم و جالبتوجه است. برای روشنشدن موضوع از دنیای فوتبال مثال میزنم. در یک تیم فوتبال، با خرید یک بازیکن همین که او بتواند از مجموع بازیهای لیگ در یک یا دو بازی، یک یا دو گل سرنوشتساز بزند و یک بازی باخته را تبدیل به بازی برده کند، کفایت میکند. به عبارت دیگر اینطور نیست که آن بازیکن در همه مسابقات موفق به گلزنی شود. این همان تاثیر محدود، اما مهم و جالبتوجهی است که در مورد برنامههای تبلیغاتی نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری از صداوسیما اشاره کردم.»
