مشکل اصلی «من» اینجاست که به همین عجیب بودن شخصیت اکتفا میکند و از این شخصیت متمایزش استفاده چندانی نمیبرد.
سوره سینما – حسین ساعیمنش : «من» حول محور شخصیت اصلی عجیب و غریبش میگردد. زنی تنها که با همهجور آدمی ارتباط دارد و همهجور خلافی هم میکند، از جورکردن معافیت از خدمت برای یکی گرفته تا جورکردن پاسپورت جعلی برای چندین نفر تا تلاش برای پسگرفتن زمین یک نفر تا پر کردن بطریهای آب معدنی با «عرق»! اما قبل از همه این ویژگیها (خلافکار بودن، تنها بودن، تندخو بودن و…) عجیب بودن اوست که جلب توجه میکند (شاید هم جمع همه این ویژگیهاست که باعث شده عجیب بهنظر برسد).
این عجیب بودن شخصیت (که انتخاب لیلا حاتمی برای این نقش هم بیش از پیش به آن دامن میزند) که او را از خیلی از کاراکترهای شبیه به هم سینمای ایران متمایز میکند، البته عامل مهمی است و میتواند برای یک فیلم، جذابیت قابلتوجهی ایجاد کند (مثلا مانند رویا نونهالی در «اعترافات ذهن خطرناک من») اما مشکل اصلی «من» اینجاست که به همین حد اکتفا میکند و از این شخصیت متمایزش استفاده چندانی نمیبرد. یعنی با توجه به اینکه خط داستانی خودش را جدی نمیگیرد، به سراغ شخصیتپردازی ویژهای هم نمیرود. بهطوریکه بعد از معرفی تقریبی آدمها، دیگر فقط موقعیتهایی تکراری نمایش میدهد که که قرار است وضعیت ویژه آذر را نشان دهند و طبعا نتیجهای جز رسیدن به اینکه «آذر خیلی زن عجیبی است» نخواهند داشت.
