کروه فرهنگ و هنر– ابوالفضل اقبالی پژوهشگر حوزه مطالعات زنان و خانواده مطرح کرد؛ یکی از توجیهات اخیرِ فعالان صنفیِ مطالعات زنان برای ایجاد انحصار در این عرصه، بحث «تجربه زیسته زنانه» است. مغالطهای ناشیانه که فهمِ ویژگیها و روحیات زنانه را منحصر در «زیستن آنها» میکند و از این منظر تنها «زنان» هستند که به واسطه «تجربه زنانه» خود صلاحیتِ اظهارنظر در عرصه مسائل خود را دارند. در این پست قصد دارم اولا عمقِ فضاحتِ چنین ادعایی را تبیین کنم و ثانیا تلقی خودم را از تجربه زنانه عرض کنم.
به گزارش بولتن نیوز، اولاً «زنشناسی» یکی از مداخل و سرفصلهای مباحثِ گستردهی حوزه زنان است، نه همه آن! ما در این عرصه مطالعاتی درباره موضوعات و سرفصلهای بسین به دریافت زنانه از «مسائل» احساس نیاز مبرم میکنم و این «دریافت زنانه» منحصر در «زن بودن» است.
به عبارت دیگر ما در کنار روایت مردانه از مسائل و مقولاتی چون حجاب، طلاق، ازدواج، تمکین، امر جنسی، ولایت، غیرت، تربیت، اقتدار و… نیاز به روایت زنانه به عنوان «مکمّل» داریم. روایت زنانه صرفا ظرفیت و امکانِ زن است. روایت زنانه قرار نیست جایگزین روایت مردانه باشد بلکه مکمّل آن است. براین اساس ممانعت از اظهارنظر مردان در این عرصه چیزی غیر از قبیلهگرایی و صنفبازی نیست.
ممانعت از اظهارنظر مردان در این عرصه چیزی غیر از قبیلهگرایی و صنفبازی نیست
«زنشناسی» یکی از مداخل و سرفصلهای مباحثِ گستردهی حوزه زنان است، نه همه آن! ما در این عرصه مطالعاتی درباره موضوعات و سرفصلهای بسیار مهم دیگری هم پژوهش و اظهارنظر میکنیم که لزوما منوط و معطلِ این موضوع نیستند. مثلا موضوع اشتغال زنان یک مبحثِ کاملا مستقل و دارای ابعاد فقهی، جامعهشناختی و اقتصادی است که ورود به آن هیچ ربطی به تجربه زیسته زنانه ندارد!
«زنشناسی» یکی از مداخل و سرفصلهای مباحثِ گستردهی حوزه زنان است، نه همه آن! ما در این عرصه مطالعاتی درباره موضوعات و سرفصلهای بسیار مهم دیگری هم پژوهش و اظهارنظر میکنیم که لزوما منوط و معطلِ این موضوع نیستند. مثلا موضوع اشتغال زنان یک مبحثِ کاملا مستقل و دارای ابعاد فقهی، جامعهشناختی و اقتصادی است که ورود به آن هیچ ربطی به تجربه زیسته زنانه ندارد!
