شهر بیکلانتر حالا برای خود کلانتری دارد! لیگ یک قاعدهمند پیش میرود! تیمها یاد میگیرند که خود را نبازند! تیمها یاد میگیرند که از پیش نبازند!
شهر بیکلانتر حالا برای خود کلانتری دارد! لیگ یک قاعدهمند پیش میرود! تیمها یاد میگیرند که خود را نبازند! تیمها یاد میگیرند که از پیش نبازند!
۱- مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد! بر این اصل اصیل و بر این باور صحیح، همه کوشندهاند! همه تلاشگرند! همه حتی بازندگان، حتی برای باختن، طرف مقابل را جان به لب میکنند!
این معنا را ملوان فهمید و این مدعا را، نساجی قائمشهر باور کرد! ملوان دید که دیر بجنبد، کلاه ملوانیاش را از سرش برداشتهاند! نساجی فهمید که یک آن تعلل و یک لحظه کاهلی، چه کاری به دست تنبلهای خوشباور میدهد!
