
نگاهی به «بیماری ملال: از فلسفهی باستان تا روانشناسی مدرن»؛
ملال؛ بیماریای که به فضیلت تبدیل شد
ژوزفا روس ولاسکو در مقالهای برای انتشارات دانشگاه پرینستون، تاریخ طولانی ملال و سوءتفاهم تازهای را که آن را به فضیلتی برای زندگی مدرن تبدیل کرده است بررسی میکند.
سرویس علم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ ملال قرنها احساسی بود که انسان میخواست از آن فرار کند؛ از «آکیدیا»ی راهبان قرون وسطی تا «اَنویی» نویسندگان قرن نوزدهم و توصیفهای روانشناختی دوران مدرن. اما امروز ملال به توصیهای برای زندگی بهتر تبدیل شده است: گوشی را کنار بگذار، حوصلهات سر برود و اجازه بده ذهنت آزاد شود. ژوزفا روس ولاسکو در مقالهی «بازآفرینی ملال» که ۲۹ ژوئیهی ۲۰۲۶ در انتشارات دانشگاه پرینستون منتشر شده، میگوید این تصویر تازه بیش از آنکه کشف فایدهای جدید دربارهی ملال باشد، نتیجهی اشتباه گرفتن ملال با فراغت، سکوت و پرسهزنی ذهن است. او همین مسئله را در کتاب تازهاش، «بیماری ملال: از فلسفهی باستان تا روانشناسی مدرن»، در مسیری تاریخی از فلسفهی باستان تا روانشناسی معاصر دنبال کرده است.
ملال ظاهراً یکی از سادهترین تجربههای انسانی است. کافی است کاری برای انجام دادن نداشته باشیم، چیزی برایمان جذاب نباشد یا زمان به شکلی آزاردهنده کند بگذرد تا بگوییم «حوصلهمان سر رفته است». با این حال، ملال آنقدرها هم ساده نیست. انسان قرنها تلاش کرده است آن را تعریف کند، برایش علت پیدا کند و توضیح دهد چرا گاهی یک روز عادی میتواند به تجربهای طاقتفرسا تبدیل شود.
