به گزارش تابناک، نمادهاي ديني در رقابتهاي سياسي به مثابه كالايي ارزشمند، به انحاء مختلف در اختيار اشخاص، گروهها و جناحهاي سياسي قرار ميگيرد. هرچند ارتباط بین مذهب و سیاست در کارزار انتخابی در بسیاری از کشورهای جهان مشاهده شده است(عبدالله، 1396؛ مقصودی و علیپور،1390؛ وبر و تورنتون، 2012؛ دوناهو، 1975)؛ اما این پدیده در جامعه ایرانی در چهار دهه اخیر به طور ویژه ای رقم خورده است. سبب این وضعیت مربوط به ماهيت دینی انقلاب سال 57 و آمیختگی زندگی روزمره اجتماعی به نمادهای دینی در ايران است. نمادهای دینی بخش مهمی از نمادهای فرهنگی جامعه ایرانی را به تسخیر خود درآورده و از اینرو حضور این نمادها در عرصه های سیاسی و تبلیغات سياسي نیز دور از ذهن نیست.

روند استفاده از نمادهای دینی در مبارزات انتخاباتی پس از انقلاب در دوره های مختلف و وابسته به عوامل زمینه ای و حضور گروه های سیاسی در رقابت ها متفاوت بوده است. این امر بیشتر به ماهیت نظام فکری و گفتمانی جناحها از یک سو و نظام فرهنگی گروههای هدف تبلیغات از سوی دیگر بستگی دارد. با این حال نمادهای دینی همچنان یکی از ظرفیتهای تبلیغات انتخابی به حساب می آید.
نامزدهای انتخابات با استفاده از عملکردها، مضامین و نمادهای دینی همچون حضور در مساجد و مکانهای مذهدشه ناپذير رمز گذاري و شنونده آن را رمزگشايي مي كند و به این ترتیب احساس هم هویتی در بین طرفداران دین مدار با فرد و گروه تبلیغ کننده شکل می گیرد. اما چنانچه قبلا به نقل از دوناهو (1975) بیان شد تاثیر مثبت بکارگیری نمادها در موفقیت نامزدها ممکن است به سادگی قابل تایید نباشد. مشارکت نه چندان گسترده واجدین حضور در انتخابات بویژه در استان تهران که نمادهای دینی به واسطه نامزدهای انتخاباتی این استان بکار رفته است نیز جای تامل دارد. از اینرو مناسب است که اولاً نامزدهای انتخاباتی با دقت و ملاحظات بیشتری از نمادهای دینی استفاده کنند و دوماً تحقیقات روشمند مفصلتری در دامنه جغرافیایی کشور در خصوص کارکردهای مثبت و منفی بکارگیری این تکنیک تبلیغاتی اجرا شود.
حسن گرنه ای
