
اقتصاد۲۴- طوفان تند گرانیها، زندگی آبرومند و سادهی طبقهی کارگر ایران را جاروب کرده است. امروز، نه خانهدار شدن و داشتن سرپناه شخصی، نه خرید یک خودروی ساده (حتی یک پراید با کمترین امکانات) و نه حتی یک سفر کوتاه آخر هفته به شمال، هیچ یک، جزو برنامههای زندگی خانوادههای کارگری نیست؛ طبقهی کارگر در تقلای زنده ماندن و تامین نیازهای سادهای که خانواده را به عنوان یک ارگان حیاتی اجتماع سر پا نگه دارد، روز را با دو یا سه شیفت کار به نیمه شب گره میزنند، اما باز هم گرههای کور زندگی باز نمیشود.
نمونهای از تنزل شدید سطح مطالبات و دغدغههای طبقهی کارگر ایران، صحبتهای «سعید» کارگر جوانیست که بعد از یک سال بیمهپردازی در یکی از شرکتهای خدماتی تهران، از آرزوهای رنگ باختهی خود میگوید:
«من ماهی ۲۵ میلیون تومان حقوق میگیرم؛ مجردم، پول رهن آپارتمان نقلیام را از خانواده گرفتهام و هیچ خرج جانبی ندارم، اما با این حال، مدتهاست توقعِ خرید خانه و ماشین را از ذهنم پاک کردهام. آرزوی من خرید یک موتور ساده است که قیمتش زیر ۲۵۰ میلیون تومان نیست یعنی ده ماه حقوق کامل من. الان مدتیست که روزی یک وعده غذا میخورم تا پول موتور سیکلت فراهم شود ولی باور میکنید در سه ماه اخیر، یک ریال هم پسانداز نکردهام، تازه مقروض هم هستم…»
