۰۹:۴۵ – ۱۳ تير ۱۴۰۵
در معماری فکری و عملی رهبر شهید انقلاب، الگویی از پیشرفت بوده که بر اساس پیوند میان ظرفیتهای طبیعی، توان انسانی و تولید دانش و فناوری سازماندهی شود.
باشگاه خبرنگاران جوان – یکی از اصول بنیادین در تحلیل مسیر پیشرفت اقتصادی کشورها این است که هیچ اقتصادی بدون اتکای همزمان به ظرفیتهای خدادادی و ظرفیتهای انسانی و دانشی خود قادر به طی مسیر پیشرفت بادوام نیست. منابع طبیعی، از جمله نفت، گاز و سایر مزیتهای طبیعی، در ذات خود میتوانند بهعنوان یک فرصت عمل کنند؛ اما تجربه تاریخی اقتصادهای متکی بر منابع نشان داده اگر این ظرفیتها بهصورت نامتوازن و بدون پیوند با ساختار تولید دانشبنیان مورد بهرهبرداری قرار گیرند، نهتنها به رشد پایدار منجر نمیشوند، بلکه میتوانند به تضعیف سایر بخشهای مولد اقتصاد نیز بینجامند. این همان وضعیتی است که در ادبیات اقتصادی از آن بهعنوان عدم توازن ساختاری و در برخی تحلیلها به نفرین منابع اشاره میشود.
در مقابل، ادبیات نوین رشد اقتصادی بر یک رابطه معنادار و پایدار میان دانش، نوآوری، خلاقیت فناورانه و رشد اقتصادی تأکید دارد. بر اساس نظریههای رشد درونزا، بهویژه در آثار اقتصاددانانی، چون رومر و لوکاس، موتور اصلی رشد بلندمدت، تولید دانش، ارتقای بهرهوری و نوآوری فناورانه است. در چنین چهارچوبی، اقتصادهایی موفقترند که بتوانند ظرفیتهای طبیعی خود را در خدمت توسعه ظرفیتهای دانشی و فناورانه قرار دهند، نه اینکه یکی را جایگزین یا مانع دیگری کنند. یکی از محورهای اساسی در معماری فکری و عملی رهبر شهید انقلاب، تلاش برای شکلدهی به الگویی از پیشرفت بوده که در آن، اقتصاد کشور نه صرفاً بر پایه منابع خام، بلکه بر اساس پیوند میان ظرفیتهای طبیعی، توان انسانی و تولید دانش و فناوری سازماندهی شود. این نگاه، در سطح کلان، نوعی ملیگرایی اقتصادی را بازتاب میدهد که در آن، محور پیشرفت، درونزایی مبتنی بر دانش و فناوری و درعینحال تعامل فعال و بروننگر با جهان در حوزه انتقال و تبادل فناوری است.
