بانوی معلم لرستانی در جنگ تحمیلی سوم در حرکتی جهادی کلاس درس را در خانه دانشآموزان برگزار کرد
جوان آنلاین: در روزهایی که ایران، زیر فشار حملات و بمباران امریکایی- صهیونیستی قرار گرفت و زندگی روزمره مردم با دشواریهای پیدرپی گره خورد، صحنههایی شکل گرفت که نشان داد عشق و امید و همنوعدوستی در این سرزمین از بین نمیرود و همیشه زنده است. اتفاقاتی که ریشه در انسانیت، روح جمعی ایرانیان و توصیههای دیرینه اخلاقی و دینی ما ایرانیان دارد. در این روزها، بار دیگر همدلی و همراهی مردم، بهویژه در عرصههای اجتماعی و آموزشی، چهره واقعی خود را نشان میدهد؛ آنجا که افراد بدون هیچ چشمداشتی، تنها با انگیزه کمک و عشق، قدم در مسیر خدمت میگذارند. حکایت معلمی از شهرستان سلسله (لرستان)، نمونهای روشن از همین روح ایرانی است؛ معلمی که نخواست شاگردانش در تنهایی و اضطراب روزهای تعطیلی مدرسه رها شوند و با تصمیمی برخاسته از مسئولیت، مهر و انساندوستی، کلاس درس را از مدرسه به دل خانهها برد. این گزارش، نه فقط داستان یک معلم که حکایت دوبارهای از پیوندهای انسانی است؛ همراهی فرشتههایی که حتی در سختترین شرایط هم نمیگذارند چراغ امید خاموش شود.
در استان لرستان و شهرستان سلسله، مدرسه برای بچهها چیزی فراتر از یک چهار دیواری ساده است. دنیایی کوچک، اما پر از جنبوجوش که هر روز کنار هم جمع میشوند تا نه تنها به تحصیل علم بپردازند، بلکه بهترین لحظات روزشان را با بازی و ورزش و شادی سپری کنند.
تا قبل از شروع جنگ سوم تحمیلی، هر روز راهروهای مدرسه با صدای قدمهای کودکانه پر میشد، نیمکتها میزبان شیطنتها و خندهها بودند، و حیاط مدرسه صحنه رقابتهای ساده، اما پرهیجان دوران کودکی. اما وقتی بمباران شهرها شروع و مدارس تعطیل شدند، سایه یک سکوت بر فضای آنجا سنگینی کرد و اینبار غیبت بچهها دل مدرسه را به درد آورد.
کلاسها تعطیل، زنگها خاموش و نیمکتها بیحرکت مانده بودند. هر گوشه مدرسه، خاطرات روزهایی را در خود نگه میداشت که تماماً زندگی بود؛ زندگی ساده، اما سراپا شور و شوق کودکانی که برای آینده تجربه میاندوختند و حالا جای آن همه رنگ و صدا، تنها سکوتی سرد نشسته بود.
