
تحلیل ولی نصر از مصدق و سیاستهایش در «بر لبه تنهایی»؛
مصدق؛ قهرمان شکستخورده یا سیاستمدار بیراهبرد؟
محمد مصدق چگونه میخواست دست بریتانیا را از نفت ایران کوتاه و در عین حال، امنیت ملی کشور را حفظ کند؟ مصدق، بیتردید قابل ستایش و خدشهناپذیر بود؛ اما جایی که او ناکام ماند، در طراحی یک راهبرد کلان واقعبینانه و طرح عملی قابل قبولی برای تحقق آن هدف بود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایرن(ایبنا)، ماهرخ ابراهیمپور: ولی نصر در کتاب «بر لبه تنهایی» مروری بر تاریخ ایران از دوره محمدرضاشاه تا پیروزی انقلاب اسلامی دارد و در این مرور مکث قابل تاملی بر کودتای ۲۸ مرداد و تاثیر آن بر روابط جمهوری اسلامی و ایالات متحده میپردازد. برای فهم روایت ولی نصر از تاریخ معاصر ایران، باید به نحوهای توجه کرد که او میان رخدادهای سیاسی و مسئله امنیت ملی پیوند برقرار میکند. در این نگاه، تاریخ صرفاً مجموعهای از کودتاها، بحرانها و تغییر دولتها نیست؛ بلکه عرصهای است که در آن برداشتهای متفاوت از «تهدید»، «استقلال» و «امنیت» شکل میگیرد و بر تصمیمهای سیاسی اثر میگذارد. نصر در بر لبه تنهایی تلاش میکند تاریخ ایران را از همین منظر بازخوانی کند و نشان دهد که تجربه مداخلات خارجی، رقابت قدرتهای بزرگ و نگرانی از تجزیه یا بیثباتی چگونه به شکلگیری یک ذهنیت امنیتی پایدار انجامیده است. در این میان، بحران نفت و دولت محمد مصدق جایگاه مهمی دارد. نصر در روایت خود، اختلاف مصدق و شاه را تنها به تفاوتهای سیاسی یا شخصی تقلیل نمیدهد، بلکه آن را تا حدی ناشی از تفاوت در تشخیص تهدید اصلی ایران میداند: برای مصدق، مسئله اصلی استقلال در برابر امپریالیسم بریتانیا بود؛ برای شاه و بخشی از نخبگان، خطر شوروی و کمونیسم اهمیت بیشتری داشت. از همین نقطه، روایت نصر به کودتای ۲۸ مرداد و پیامدهای آن برای تصور ایران از امنیت و استقلال میرسد.

