مصاحبه کوچکی با محسن یگانه + کارهایش

از لحاظ همسر شانس آوردم

باتوجه به موقعیتی كه در حال حاضر به دست آورده‌ای چه احساسی نسبت به این صداهای مشابه داری؟

به گزارش برترین ها ، در زندگی‌ام یك نقشه موفق داشتم، این نقشه و برنامه‌ریزی را نه جای خواندم و نه كسی آن را به من یاد داد. یكسری الگوریتم ساده فارسی همیشه مدنظرم بود. مثلا این‌كه كار بعدی‌ام باید از كار قبلی‌ام بهتر باشد یا این‌كه وقتم را تلف نكنم. همین متد ساده در زندگی و كارم بسیار تاثیرگذار بوده است. درحال حاضر همه چیز من كارم است، مثلا خیلی جاها قرار نیست كه كاركنم اما چون به كارم معتاد شده‌ام ناخودآگاه باز هم كار می‌كنم. فكر نمی‌كنم مشابهت صدایی بتواند برای من خطرساز باشد. من شعرهایم را خودم می‌گویم و آن‌قدر به آهنگسازی و تنظیم علاقه دارم كه این‌كارها را هم خودم انجام می‌دهم البته اگر ببینم انجام همه این كارها به ضررم است كار را به فرد دیگری می‌سپارم.

از لحاظ همسر شانس آوردم

باتوجه به موقعیتی كه در حال حاضر به دست آورده‌ای چه احساسی نسبت به این صداهای مشابه داری؟

به گزارش برترین ها ، در زندگی‌ام یك نقشه موفق داشتم، این نقشه و برنامه‌ریزی را نه جای خواندم و نه كسی آن را به من یاد داد. یكسری الگوریتم ساده فارسی همیشه مدنظرم بود. مثلا این‌كه كار بعدی‌ام باید از كار قبلی‌ام بهتر باشد یا این‌كه وقتم را تلف نكنم. همین متد ساده در زندگی و كارم بسیار تاثیرگذار بوده است. درحال حاضر همه چیز من كارم است، مثلا خیلی جاها قرار نیست كه كاركنم اما چون به كارم معتاد شده‌ام ناخودآگاه باز هم كار می‌كنم. فكر نمی‌كنم مشابهت صدایی بتواند برای من خطرساز باشد. من شعرهایم را خودم می‌گویم و آن‌قدر به آهنگسازی و تنظیم علاقه دارم كه این‌كارها را هم خودم انجام می‌دهم البته اگر ببینم انجام همه این كارها به ضررم است كار را به فرد دیگری می‌سپارم.


شما زمان زیادی را صرف كار می‌كنید، خانم شما با كارتان مشكلی ندارد؟

او آن‌قدر مرا دوست دارد كه با كارهایم كنار می‌آید، خوشبختانه كارم را هم دوست دارد من در این زمینه به شدت شانس آوردم.

صداسازی نمی‌كند

به نظر شما چرا محسن چاووشی كنسرت نمی‌گذارد؟

محسن نمی‌تواند كنسرت بگذارد، به خصوص در حال حاضر.

این قضیه ربطی به آن حرف‌هایی كه در مورد صداسازی او می‌گویند، دارد؟

نه، من و او در یك لاین صدایی می‌خواندیم و افكت‌هایی كه برای صداهای‌مان استفاده می‌شد یكی بود. محسن چاووشی یك نوع ترفند در كارهایش داشت كه ترفند برنده‌ای بود و هست اما این روش ضررها و عوارضی دارد مثل یك فواره كه زود بالا می‌رود و زود هم پایین می‌آید. او رفت و قایم شد و از خودش یك تصویر در ذهن طرفدارانش ایجاد كرد، كاری كه من نكردم، از همان روز اول با بدترین ظاهر و بدترین تیپ رفتم جلو و گفتم می‌دانم كه ایراد دارم اما خودم را می‌سازم. در 5سال گذشته آن‌قدر یك ذره یك ذره تغییر كردم كه اگر همه عكس‌ها و فیلم‌هایم را كنار هم بگذارند و به ترتیب نگاه كنند به سختی متوجه این تغییر می‌شوند، اما اگر الان من را یكدفعه با 5 سال گذشته مقایسه كنید، خنده‌تان می‌گیرد و می‌گویید این همان است؟!

گفتید بعد از سنتوری رفتار او سینوسی شد مگر بعد از آن فیلم چه اتفاقی افتاد؟

چاووشی خیلی تلاش كرد كه به آن نقطه رسید و سنتوری نعمتی بود كه خدا برای تلاش‌هایش به او داد. او با یك پتانسیل خیلی بالا كارش را شروع كرد، مقایسه شروع او با شروع من خیلی سخت است. او وحشتناك خوب پیش رفت تا به آلبوم متاسفم رسید یك جایی یك چیزی مانعش شد. این مانع برای من كه دوستش هستم اهمیت دارد، الان هم ممكن است ناراحت شود و وقتی این مطلب را بخواند به من زنگ بزند و ناسزا بگوید اما به من ارتباط دارد كه این‌ها را می‌گویم چون دوستش دارم. به حرمت همان گذشته‌ای كه با هم داشتیم؛ گذشته‌ای كه


آن كلید next لعنتی


شما یك آهنگ مشترك با محسن خواندید، آن زمان در مقام یك طرفدار این كار را كردی؟

آن آهنگ را خود محسن به من پیشنهاد داد كه با هم بخوانیم، شعر و ملودیش مال من بود گیتارش را هم من زدم، تنظیمش را هم تقریبا خودم انجام دادم بیشترش را هم من خواندم اما به نام او تمام شد! چون آن موقع او مشهور بود نه من، ترفند او زود جواب داد و پازل‌های بازیش سریع به هم چسبیدند. من آدم صبوری هستم خیلی دیر به این جایگاه رسیدم اما باز هم به خودم می‌گویم باید با چیدمان درست جلو بروم تا اوج داشته باشم و آن اوج را حفظ كنم.

یك زمانی خیلی‌ها یك شبه مشهور شدند و هرمی رشد می‌كردند اما من صبر كردم هرچند دوست داشتم مشهور شوم خیلی صبر كردم تا به اینجا رسیدم، الان هم صبورم و آینده را می‌بینم. آن موقع به كسی كاری نداشتم برای خودم گیتار می‌زدم و می‌خواندم، عده‌ای گوش می‌دادند و اگر خوش‌شان می‌آمد دست می‌زدند و كارم به خاطره‌ها می‌پیوست. آن موقع كه با محسن خواندم مدت‌ها بود كه دوست داشتم با محسن بخوانم ولی خودم سراغش نرفتم، می‌دانستم می‌توانم یك كاری كنم كه محسن مجبور شود به من بگوید برایم آهنگ بساز. آن زمان رضا صادقی را می‌دیدم كه طرفدار دوآتشه داشت شاید رضا یادش نیاید كه ما در یك دخمه كار می‌كردیم یك جاهایی می‌رفتیم كه اگر رضا می‌آمد ما نباید خودمان را نشان می‌دادیم. من آن موقع به خودم می‌گفتم محسن همه این‌ها یادت بماند آن‌قدر خوب شو كه همه این‌ها خودشان سراغت بیایند و هزاران اتفاق دیگر…

 
 
منبع : پی سی پارسی

منبع  : پارس ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *