همه اینها را بگذارید کنار اینکه بهرام رادان چند ماه است در کشور کانادا روزگار میگذراند و گفت و گویمان با او چندان آسان هم اتفاق نیفتاد.همه میدانند که در دانشگاه در رشته مدیریت بازرگانی تحصیل کردهای. آیا دلیل انتخاب این رشته علاقهمندی ات به بحث تجارت و سرمایهگذاری بود یا ناخواسته این رشته را برگزیدی؟ تعریف بهرام رادان از دنیای تجارت، تاجر و معامله چیست؟نه اینطور نبود؛ یعنی از اول فکر نمیکردم قرار است در رشته مدیریت بازرگانی تحصیل کنم. چون رشته من در دبیرستان ریاضی فیزیک بود. آن موقعها زیاد مُد نبود کسی برود علوم انسانی! كسانى كه همسن و سال من هستند، حتما یادشان هست. برای همین بهرغم میل باطنیام ریاضی خواندم.
فکر نمیکنم مشکلات اقتصادی «به صورتى كه میگویید» گریبانگیر اکثر کشورهای دنیا باشد! چون دیگر از دوره رکود اقتصادی گذشته و کشورهای بزرگ صنعتی جهان با حداقل ضرر از آن بیرون آمدهاند. الان مشکلات اقتصادی به غیر از جهان سوم (که خب همیشه دچار این مشکلات بوده)، ناحیه جنوب اروپاست، به خصوص یونان که آنها هم به نظر از ابتدا پذیرفتن شان در اتحادیه اروپا اشتباه بود؛ چون یونانیها و اصولا ساكنان جنوب اروپا مردمانی هستند که کمتر کار میکنند، بهخصوص نسبت به شمال اروپا و كشورهاى اسكاندیناوى و آلمانیها، جنوبیها مردمان راحتطلبتری هستند! آب و هوا هم در این مطلب بىتاثیر نیست. حتی در مقایسه یونان با ترکیه به نظر من ترکیه با این شکوه اقتصادی که در حال حاضر دارد خیلی شایستهتر بوده، برای اینکه جزو اتحادیه اروپا باشد تا یونان!
جواب قسمت دوم سوالت این است كه یک بازرگان نباید همیشه همه تخم مرغهایش را در یک سبد بگذارد، چون همیشه باید این احتمال را بدهد که ممکن است در امن ترین و بهترین اقتصاد دنیا هم یک شبه بیزینس اش به یك دلیل خاص دچار رکود شود. البته این مهم در كشورها و اقتصادهاى مختلف، شكلهای گوناگونى دارد.آیا اهل پیشبینی در بیزینس هستی؟ مثلا اینکه پیشبینی کنی قیمت دلار و طلا بالا میرود یا پایین میآید! آیا تا به حال پیشبینیهایت درست از آب درآمده یا اشتباه هم داشتهای؟ اصلا یکی از تضمینهای موفقیت یک تاجر را میتوان قدرت پیشبینیاش دانست؟
اصولا در فرهنگ ایرانی، در کتابها و اشعار بسیاری از هنر و ثروت به عنوان دو مقوله جدا از هم یاد شده است؛ دو مقولهای که با هم در تعارض هستند، اما جدا نیستند. به نظر بهرام رادان امروز چه اتفاقی افتاده است که هنر و ثروت تا این حد به یکدیگر نزدیک شدهاند؟اینکه هنر و ثروت دو مقوله جدا از یکدیگر هستند، یك جورهایى استنباط از همان ضربالمثلهای قدیمیمان است! از بچگی توی گوش ما خواندهاند كه علم و ثروت از هم جدا هستند! ولی تجربه به من یاد داده بعضى از این ضربالمثلها یک جور گول زدن آدمهاست! اینها سندیت ندارند.
باید بروید از خود آن پیشکسوتهایی که انتقاد میکند بپرسید که چرا انتقاد میکنند؟! بعدش هم «کاسب» زیاد کلمه زیبایی نیست! اتفاقا من به هنرمندان جوان توصیه میکنم از هنرشان پول دربیاورند. حتما بهشان میگویم خودشان را از نظر اقتصادی قوی و قویتر کنند تا هیچوقت مجبور نشوند هنرشان را بفروشند برای اینکه شکمشان را سیر کنند! اینقدر معیارهای مالی را در زندگی جدی بگیرند كه بتوانند خیلی کارها را که دوست ندارند انجام بدهند رد کنند. آن پیشکسوتهای محترمى هم که آن حرفها را میزنند، یا با کمترین رفاه ممکن زندگی کردهاند یا ارث خانوادگى داشتهاند و نفسشان از جاى گرم بلند میشود یا اینکه مجبور شدهاند بروند هزارتا کار ضعیف بکنند و سرشان را بیندازند پایین و به طرفدارانشان بگویند «ببخشید ما آن موقع پول نداشتیم، مجبور شدیم این کارها را بکنیم!»
ستارههای مشهور دنیا برای چاپ تصویرشان روی جلد مجلات کشورشان درخواست پول میکنند. چرا در ایران اینگونه نیست؟ آیا اصلا در ایران بازیگری را میشناسی که بابت چاپ تصویرش روی جلد مجلهای درخواست پول کند؟ آیا خودت هم تا به حال این درخواست را از نشریهای داشتهای؟ اصلا چرا چنین چیزی میان بازیگران ایرانی رایج نیست؟
در تمام دنیا هنرمندان مجبورند به اندازه درآمدشان مانند همه مردم عادی کشورشان مالیات بپردازند. حتی در ایران ورزشکاران و اصناف دیگر مجبور به پرداخت مالیات هستند، اما هنرمندان از این مقوله معاف هستند. آیا موافق معافیت مالی هنرمندان هستی؟ صد درصد موافق معافیت مالی هنرمندان هستم. به یک شرط لغوش كنند كه به جای سینمای ورشکسته فعلى، سینمای پر رونق داشته باشیم و به جای 280-90 تا سالن عمدتا فرسوده، حداقل دو هزار تا سالن خوب داشته باشیم و همه دستمزدها بیشتر شود و درآمد فیلمها بالاتر برود، ما هم مثل مردم مالیات بدهیم، ولی در شرایطی که اینقدر وضع سینما خراب است و برای مسوولان هم بودن و نبودن سینما فرقی نمیکند (!)، بزرگترین اجحاف همین گرفتن مالیات است! البته در همین شرایط هم خیلی وقتها مالیات را کم میکنند؛ معافیت مالیاتی مال قدیم بود!
می گویند اگر شراکت خوب بود، خدا هم برای خودش شریک میگرفت. چقدر موافق شراکت در امور مالی هستی؟اتفاقا من بسیار موافق شراکت هستم و اینکه میگویند «اگر شراکت خوب بود، خدا هم برای خودش شریک میگرفت»، از آن ضربالمثلهایی است که به نظر من اشتباه است، یعنی از آن اشتباههای مصطلح است! اگر اینطوری باشد، ما هم میگوییم «اگر زوج داشتن خوب بود، خب خدا هم باید یک زوج داشت!» پس نتیجه میگیریم هیچکس از فردا ازدواج نکند! آدم باید در انتخاب شریکش و قراردادهاى اولیه، همه جوانب را بسنجد تا بعدها اختلافی به وجود نیاید و هر دو طرف به واسطه آن منفعتی که دارند، با هم یکسان فکر کنند و سعی کنند حداکثر تلاش خود را براى رسیدن به هدفشان انجام بدهند.
اگر همین الان یک نفر پیشت بیاید و بگوید مثلا 100 میلیون تومان پول دارم و میخواهم آن را چند برابرش کنم، به عنوان یک بازرگان چه پیشنهادی برای تحقق هدفش میدهی؟ اصلا راهنماییاش میکنی؟ اگر یک نفر به من بگوید 100 میلیون تومان پول دارم و میخواهم چند برابرش کنم، در بازار فعلی من بهش پیشنهاد میکنم طلا بخرد؛ در اقتصاد فعلی هیچ بیزینسی نیست كه بتوان به سودآوریاش مطمئن بود! برعکسِ تمام کشورهای پیشرفته دنیا که هر ایدهای كه داشته باشید هزاران NGO و موسسه دولتی کمکت میکنند آن را به سرانجام برسانید و میتوانید هزاران وام بگیرید و از طرف دولت به شما کمک میکنند، متاسفانه، در كشور ما اگر بخواهى ایده ات را عملى كنى، به طرق مختلف چوب لای چرخت میگذارند و این آزاردهنده است!
اگر فرض کنیم یک آدم سرمایه دار به دنبال راهی است برای سرمایهگذاری، آیا میتواند برای مشاوره پیش بهرام رادان بیاید؟ آیا گروه یا تیمی داری که بتوانید برای یک تجارت موفق برای افراد برنامهریزی کنید و پلان پیشنهادی بدهید؟ بله، من در کنارم یک تیم مشاورهای دارم و البته حرفشان حرف پیغمبر نیست! چون آنها هم در شرایط فعلی ایران زندگی میکنند و اطلاعات خود را از منابع موجود میگیرند، ولی به دانش و آگاهی آنها اطمینان دارم که از نظر اقتصادی میتوانند مشاوره و برنامهریزی اقتصادی بدهند.
اصولا شخصیت بهرام رادان اینگونه است که در تجارت دوست دارد محتاطانه عمل کند (مثلا پول هایش را در بانک بگذارد و سود ماهانه اش را بگیرد) یا اهل ریسک کردن در تجارت هم هست؟ آیا تا به حال به واسطه سرمایهگذاری روی پروژهای پشیمان شدهای؟ آیا تا به حال کسی از شما کلاهبرداری کرده است؟ فکر میکنم در تجارت نه اهل ریسک کردن هستم و نه یك آدم محتاط. سعی میکنم با چشم باز جلو بروم. از مشاوره دوستانم هم کمک میگیرم. نه، کسی از من کلاهبرداری نکرده، البته به هرحال کسانی بودهاند كه پولی را گرفتهاند و پس ندادهاند! ولی نمیخواهم رویشان اسم کلاهبردار را بگذارم! آمدند پول را گرفتند، خب ندارند پس بدهند، من هم نمیتوانم اعدامشان كنم!
اگر دوست دارید درباره فیلم «پل چوبی» به ما توضیح بدهید. تا آنجا که میدانم شما و چند تن دیگر از ستارههایی که در این فیلم حضور داشتهاند در فروش این فیلم شریک بودهاید. آیا این اولین قرارداد بهرام رادان است که در فروش فیلم سهیم میشود؟ آیا از اینکه این پیشنهاد را قبول کردید متضرر نشدید؟ آیا قبول این نوع قرارداد در 33 سالگی برای بهرام رادان یک شکست محسوب میشود؟ فیلم «پل چوبی» اولین فیلمى نیست که شریک شدم، قسمتی از فیلم ناکام بهروز افخمی «ته دنیا» که در فرانسه فیلمبرداری شد و هیچ وقت پخش نشد هم متعلق به من است؛ اینها را هم شکست نمیدانم، امنیت سرمایهگذارى آنقدر کم است که باید برای کارهایت فال بگیری! تازه به آن فالى هم كه میگیرى هیچ اعتمادى نیست!
شرایط بهرام رادان هنگام عقد قرارداد برای حضور در یک فیلم چیست؟ (هم از نظر مالی و هم تعهدات دیگر.)خب شرایط هر فیلم متفاوت است، آنقدر طی این سالها تجربه کردهایم که میتوانیم مدلهای متنوعى از قراردادهاى مالی را تعریف کنیم.در گفتوگویی که سال گذشته با هم داشتیم و همچنین امسال از علاقهمندی زیادت برای تهیهکنندگی گفتی. چه فیلم و فیلمنامهای باید به دست بهرام رادان برسد که حاضر شود ریسک کند و تهیهکنندگی یک کار را به عهده بگیرد؟
هنوز هم به تهیهکنندگی علاقه زیادی دارم. پارسال تصمیم داشتم فیلمنامه آقای «کیومرث پوراحمد» را تهیه کنم که فیلمنامه رد شد! چند فیلمنامه دیگر را هم دارم، ولی شرایط فعلی را برای ورود به حوزه سرمایهگذاری در سینما مناسب نمیبینم، بنابراین صبر میکنم بعد از انتخابات، تا ببینم چه پیش میآید. اگر قرار باشد تهیهکننده یک فیلم باشی، ممکن است شرطی مثل بازی خودت در آن فیلم برای کارگردان تعیین کنی؟ اصلا حاضری روی یک فیلم با حضور خودت سرمایهگذاری کنی و مطمئن باشی آن فیلم سرمایه ات را برخواهد گرداند؟
منبع : روزنامه دنیای اقتصاد
