
اقتصاد۲۴ با وضعیت اقتصادی کنونی، شروع سال ۱۴۰۰ بهتر است چگونه باشد تا مردم میان بازارهای مختلف کمتر مردد شوند؟ بانک مرکزی برای بهره بانکی نرخی جدیدی را تعیین کند؟ برای کنترل نقدینگی همچنان ببه شیوه کنونی ادامه دهد؟ احسان سلطانی، پژوهشگر اقتصادی در پاسخ این پرسش به اقتصاد ۲۴ میگوید: اقتصاد ایران سلطان کم ندارد؛ از سکه و دلار تا بورس و ملک و ماشین هر کدام برای خودشان سلطانی دارند که ردشان به یکی از موسسات بانکی یا خصولتی و شبه دولتی میرسد و مادامی که بازارهای مختلف، عرصه یارکشی و رقابت آنها باشد بعید است سیاستهای پولی و مالی کشور مطابق شرایط عموم جامعه تنظیم شود.
وی در ادامه گفتگوی خود به اقتصاد ۲۴ میگوید: در ایران هر اتفاقی که بیافتد عاقبت به نام مردم تمام میشود؛ مثلا زمانی بازار ماشین و ملک و زمانی هم بازار سکه و ارز کانون توجه قرار میگیرند و تا به رکود کشیده نشود، انبوه سرمایه است که راهی آن بازارها میشوند؛ همه این اتفاقات به پای رفتار تودهای مردمی نوشته میشود که درک چندانی از علم اقتصاد و مختصات بازارهای ایران ندارند، اما اگر دقیق شویم در عمل خود سلاطین هستند که بازی را طراحی و اجرا کردهاند. به آمارها معتبر رجوع کنیم در بازار سهام کل سرمایه سرگردان مردم از یک درصد ارزش معاملات فراتر نرفته است؛ در بازار دلار هم سهم داراییهای تبدیل شده مردم در حد سه درصد است؛ در بخش بازار مسکن هم ارزش کل سرمایه گذاریهای مردم عادی به دو درصد نمیرسد؛ این یعنی عمده پولهایی که راهی این بازارها شده اند متعلق است به همان شرکتهای خصولتی و شبه دولتی و بانکهای خصوصی ورشکسته؛ در واقع با این بازیهاست که موسسات بانکی با افزایش ارزش دارایی هایشان، سایه ورشکستگی را از سر خود دور میکنند.
این پژوهشگر اقتصادی که باور دارد در عمل اقتصاد وابسته به درآمد دلاری حاصل از صادرات خام فروشی ایران زیر نظر ائتلافی از همین سلاطین و مافیاهای اقتصادی اداره میشود، اما در بیان رسمی تمام تحولات آن به پای مردم نوشته میشود؛ ادامه میدهد: سهم مردم عادی از نقدینگی خلق شده در اقتصاد ایران ناچیزتر از آنی است که بتواند در تغییرات و تحولات به وجود آمده نقش موثر داشته باشد؛ مگر درآمدهای عمومی افزایش داشته است؟
