درباره چیزهایی که در دانشگاههای دولتی موجب آزار دانشجو و تنفر او از فضای دانشگاه میشود، نوشتهایم.
«چه فرق میکرد زندانی در چشمانداز باشد یا دانشگاهی؟ اگر که رویا تنها احتمالی بود بازیگوشانه.» به نظرم این بهترین شروعی است که برای گزارش پیش رو میتوان داشت. این روزها که مصادف است با پایان ترم تحصیلی، اخبار مختلفی از جامعه دانشگاهی کشور میشنویم، از جریاناتی که در دانشگاهها راه میافتند و نهتنها به سود دانشجو نیستند، بلکه میتوانند موجب نفرت دانشجوها از دانشگاه شوند. انگار که دانشگاه میخواهد فراریمان بدهد، همگیمان یک کلام میگوییم که مسئولین ذیربط اعم از کارکنان وزارت علوم، دانشگاهها، دانشکدهها و گاهی گروهها همسو با نیازهای دانشجوها پیش نمیروند و چنان دیوار بلندی بین خودشان و دانشجویان کشیدهاند که صدایشان را هم نمیشنوند، چه برسد به آنکه بخواهند قدمی در راستای بهبود شرایط آنها بردارند.
