مشق عشق در دل محرومیت

متوجه مشکلات عمیق و کمبود‌های گسترده سیستم آموزشی، به‌ویژه در مناطق محروم شدم و فهمیدم رفع این حجم از نیاز‌ها از عهده و بودجه محدود اداره خارج است. بنابراین تصمیم گرفتم نگاهم را تغییر دهم و به سمت جلب مشارکت‌های مردمی، خیرین و ظرفیت‌های اولیای دانش‌آموزان حرکت کنم

متوجه مشکلات عمیق و کمبود‌های گسترده سیستم آموزشی، به‌ویژه در مناطق محروم شدم و فهمیدم رفع این حجم از نیاز‌ها از عهده و بودجه محدود اداره خارج است. بنابراین تصمیم گرفتم نگاهم را تغییر دهم و به سمت جلب مشارکت‌های مردمی، خیرین و ظرفیت‌های اولیای دانش‌آموزان حرکت کنم

جوان آنلاین: در پهنه‌وسیع روستا‌های ایران، فراتر از هیاهوی شهر‌ها و دور از دوربین‌های پرزرق‌وبرق، انسان‌هایی با دستان خالی و قلبی سرشار از ایمان، مشعل‌دار خدمت به مردم هستند. این «بی‌ادعایان خدمت»، نه برای نام آمده‌اند و نه برای نان، تنها انگیزه‌شان، لبخند کودکی است که در دورافتاده‌ترین نقطه این خاک، با الفبای امید آشنا می‌شود. حکایت معلمی در مناطق محروم، روایت تکراری ایثار است. قصه‌ای که در آن، معلم تنها آموزگار کلمات نیست، بلکه معمار روح و بنای مدرسه است. در این میان، مهدی رضایی، مدیر و آموزگار مدرسه شهید رضایی در روستای ایده‌لوی خلیفه از توابع شهرستان هشترود در آذربایجان شرقی، تجسمی از این حقیقت است. او با بیش از ۱۵ سال سابقه در مدرسه‌ای که زمانی بیشتر شبیه یک ساختمان متروکه بود، نه تنها علم، بلکه زندگی را معنا کرد. در این گفت‌و‌گو، گوشه‌ای از تلاش‌های جهادی این معلم به تصویر کشیده می‌شود. 
 
آقای رضایی، در ابتدا بفرمایید چه چیزی باعث شد که مسیر معلمی را انتخاب کنید و ورودتان به دنیای آموزش و پرورش از چه زمانی و با چه رؤیا‌هایی آغاز شد؟
از کودکی همیشه در ذهن خودم تصویرسازی می‌کردم که چطور می‌توانم پای تخته بایستم و به بچه‌ها درس بدهم. وقتی به این موضوع فکر می‌کردم، آرامشی عمیق تمام وجودم را فرا می‌گرفت. با همین آرزو‌ها مسیر تحصیلی‌ام را طی کردم و سرانجام از سال ۱۳۹۰ به‌طور رسمی وارد بدنه آموزش و پرورش شدم. البته از همان روز‌های نخست، واقعیت کار با آنچه در رویا داشتم تفاوت داشت؛ متوجه مشکلات عمیق و کمبود‌های گسترده سیستم آموزشی، به‌ویژه در مناطق محروم شدم. آن زمان بود که فهمیدم رفع این حجم از نیاز‌ها از عهده و بودجه محدود اداره خارج است. بنابراین تصمیم گرفتم نگاهم را تغییر دهم و به سمت جلب مشارکت‌های مردمی، خیرین و ظرفیت‌های اولیای دانش‌آموزان حرکت کنم تا بتوانم بر این مشکلات غلبه کنم. 

شما همواره تأکید دارید که «معلمی شغل نیست، بلکه یک مسیر جهادی است.» چه تفکری پشت این نگاه وجود دارد؟
معتقدم برای تدریس نمی‌توان ساعت تعیین کرد. معلمی اساساً شغلی ۲۴ ساعته است. معلم نمی‌تواند در برابر نواقص و کمبود‌های مدرسه و دانش‌آموزان بی‌تفاوت باشد. مانند بسیاری از مشاغل نیست که پس از اتمام وقت اداری، مسئولیت تمام شود. معلم جهادگر باید خودش آستین بالا بزند. اگر کلاسی نیاز به رنگ دارد، اگر مدرسه‌ای نیاز به تعمیر دارد یا دانش‌آموزی در معیشت مشکل دارد، معلم مسئول نمی‌تواند تنها نظاره‌گر باشد. او باید به هر طریق ممکن به مشکلات رسیدگی کند. من با این باور قلبی پیش آمدم که کار برای خدا خستگی ندارد و اگر جایی کاری از دستم برمی‌آید، وظیفه انسانی و اخلاقی من است که انجامش دهم. 

وقتی مدیریت مدرسه شهید رضایی در روستای ایده‌لوی خلیفه را بر عهده گرفتید، با چه وضعیتی روبه‌رو بودید و اولین واکنش شما چه بود؟
آن سال، سال آزمون بزرگی برای من بود. وقتی مدرسه را تحویل گرفتم، وضعیت بسیار ناگوار بود. کمبود‌ها آن‌قدر زیاد بود که مشکلات ریز و درشت سیستم آموزشی کار را به‌شدت سخت کرده بود. همان لحظه اول فهمیدم که اگر بخواهم منتظر بمانم تا تمام کار‌ها ازسوی اداره انجام شود، شاید سال‌ها طول بکشد و در این مدت، بچه‌ها قربانی این انتظار می‌شوند. بنابراین از همان روز اول، به سراغ والدین، اهالی روستا، خیرین و کسانی که دغدغه‌مند بودند رفتم. راه هموار کردن این مسیر دشوار، تنها «اقدامات جهادی» بود. بنابراین در کنار وظایف تدریس، عملاً نقش یک مدیر جهادی را بر عهده گرفتم تا مدرسه را از آن وضعیت خارج کنم. 

برای ساماندهی این مدرسه و رفع کمبودها، چه اقداماتی انجام دادید؟ آیا توانستید فضای آموزشی را تغییر دهید؟
با توجه به دورافتادگی روستای ایده‌لوی خلیفه و نبود راه ارتباطی مناسب، سال‌ها مدرسه روستا توسط سرباز معلم‌ها اداره می‌شد و ثبات مدیریتی وجود نداشت. از وقتی شروع کردم، سعی کردم چندین کار را همزمان پیش ببرم. با جلب کمک‌های مردمی و حتی بخشی از هزینه شخصی، کار‌های بزرگی انجام دادیم. بازسازی کامل محوطه مدرسه، تعمیر و بهسازی سرویس‌های بهداشتی، رنگ‌آمیزی تمام بخش‌های مدرسه، موکت‌پوش کردن کلاس‌ها برای ایجاد فضایی امن و راحت، خرید دستگاه پرینتر و کپی برای تولید محتوای آموزشی و حتی نصب پرده، از جمله اقداماتی بود که انجام شد. هدفم این بود که دانش‌آموز روستایی احساس نکند که امکاناتش از یک دانش‌آموز شهری کمتر است. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *