سازمان مجاهدین خلق که تمام توان خود را در این حمله به کار گرفته بود، از مدتها قبل در پی فرصتی برای وارد آوردن ضربهای اساسی به نظام جمهوری اسلامی بود. این تهاجم در صورت موفقیت، میتوانست ایران را در آستانه ورود به شرایط جدید پس از جنگ، با دشواریهای بسیار زیادی در عرصه داخلی و بینالمللی روبهرو کند. انگیزه اصلی سازمان مجاهدین از این تهاجم، تحلیل رهبران سازمان از شرایط داخلی ایران بود. آنها با این تصور که نظام سیاسی ایران در اثر جنگ و فشارهای اقتصادی، بینالمللی، سیاسی و اجتماعی در ضعیفترین شرایط قرار دارد. پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران و الزامات بینالمللی که این قطعنامه برای ایران و عراق ایجاد میکرد، رهبران سازمان مجاهدین خلق را در تنگنای تصمیمگیری قرار داد.
با تصمیم غیرمترقبه ایران، درصورتیکه آتشبس میان ۲ کشور برقرار میشد دیگر فرصتی برای سازمان وجود نداشت تا وارد خاک ایران شود. در چنین شرایطی رهبری سازمان جلسهای اضطراری تشکیل داد و به بررسی وضعیت جدید پرداخت. نتیجه این جلسه اقدام عاجل و سریع سازمان در انجام عملیاتی سرنوشتساز بود.
رهبر سازمان منافقین معتقد بود به دلیل آنکه ایران تاکنون بر ادامه جنگ تا سقوط صدام و حزب بعث اصرار داشته، قبول قطعنامه ۵۹۸ مشروعیت تصمیمگیرندگان رژیم ایران را به شدت زیر سوال برده و با توجه به شکستهای اخیر ایران در مقابل عراق و تهاجم آمریکا به سکوهای نفتی و هواپیمای مسافربری ایران، شرایط برای حمله نهایی به ایران آماده شده است و مردم در اوج واگرایی نسبت به حکومت قرار دارند.
